تبليغاتX
**** چو ایران نباشد تن من مباد ****

امردادگان - تازی (عرب) شناسی از زبان " ابن خلدون " تاریخ نگار تازی

گرايش طبيعی عرب غارت ديگران است٬ که هر چه را دست آنان بیابد بربایند و تاراج کنند.

روزی اينان در پرتو نيزه هايشان فراهم ميايد٬ و در ربودن اموال ديگران اندازه و حد معينی قائل نيستند٬ بلکه چشمشان به هرگونه ثروت يا کالا یا ابزار زندگی بيفتد آنرا غارت مي کنند. هرگاه از راه غلبه جويي به کشوری دست يابند و فرمانروايي و قدرتشان در آن سرزمين مسلم گردد٬ ‌به سياست حفظ اموال و جان و ناموس مردم توجهی ندارند٬ ‌در نتيجه حقوق و اموال همگان پايمال دستبرد زورمندان ميشود و از ميان مي رود و عمران و تمدن به ويرانی مي گرايد. همچنین اينان از اين رو مايه تباهی عمران و اجتماع مي شوند که کار هنرمندان و پيشه وران را به هيچ مي شمرند و برای آن ارزشی قائل نیستند..... در صورتيکه هرگاه اينگونه کارها تباهی پذيرد عمران اجتماع تباه مي شود. و نيز قوم عرب به احکام و قوانين و منع مردم از تباهکاریها و تجاوز به يکديگر توجهی مبذول نمی دارند٬ بلکه تمام هم ايشان مصروف ربودن اموال مردم از راه غارتگری يا باج ستانی است٬ و هرگاه بدين مقصود برسند به دیگر کارهای مردم عنايتی ندارند و در راهنمايي آنان به راه راست و اصلاح امور ايشان احترام نميکنند و مفسد جويان را از فساد بازنميدارند. چه بسا که آزمندی و سودپرستی آنانرا وادار ميکند که کيفرهای مالی مجری دارند٬ ‌ولی مقصود آنان در اين موارد نيز اصلاح حال عموم نيست٬ بلکه چنانکه عادت ايشان است ميخواهند از اين راه سود بيشتری بدست آورند و بر ميزان باج و خراج بيفزايند. بهمين سبب چنين کيفرهایي برای سرکوب کردن مفسده جويان و تبهکاران و آنانی که به حقوق و اموال ديگران تجاوز مي کنند٬ بلکه اين روش ايشان بر تجاوز و تبهکاری مي افزاید٬ زيرا متجاوزان پرداختن باج را در برابر رسيدن به مقاصد پليد خويش آسان مي شمرند. در نتيجه رعايا در کشور ايشان به حالت هرج ومرج و بی سر و سامانی بسر مي برند٬‌ چنانکه گويي هيچ گونه حاکميت قانونی وجود ندارد. هرج ومرج و بی سر و سامانی مايه هلاکت بشر و تباهی عمران و تمدن است. اين قوم بر حسب طبيعت خود به تاراجگری و خرابکاری خو گرفته اند و به آنچه دسترسی پيدا کنند آنرا به غارت مي برند .... و بخاطر همين خوی توحش چون انقياد گروهی از آنان در برابر گروهی ديگر با درشت خويي و افزون طلبی و هم چشمی آنان در ریاست منافات دارد٬ کمتر اتفاق مي افتد که پيرامون امری با يکديگر هماهنگ شوند٬ ليکن هنگامي که پای دين يا ولايتی تازه بميان آيد حاکم و رداع آنان از نفوس خودشان برميخيزد و کبر و هم چشمی از ميانشان رخت برمي بندد و اجتماع ايشان آسان تر مي شود و آنگاه بجانب غلبه کشورگشايي مي روند. ..... و چنین شد که همين عربها کژدم خوار که به خوردن سوسمارافتخار مي کردند و وضع قريش نيز در خوارک و مسکن چندان بهتر از ايشان نبود٬ ‌وقتيکه عصبيت آنان با پيامبری محمد صلی اله و عليه وسلم در زیر لوای دين متحد شد بسوی کشورهای فارس و روم لشکر کشيدند و آنها را تصرف کردند و به سراغ امور دنيوی خود رفتند و به دریای بيکرانی از رفاه و نعمت دست یافتند تا بدان حد که در بعضی از جنگها به هر سوار عرب سی هزار سکه طلا يا قریب بدان تقسيم شد و از اين راه بر اموالی دست يافتند که حد و حصری بر آن نبود. لازم به تذکر است که فتوحات عرب همواره سقوط تمدنها را بدنبال آورده است٬ زیرا شهرهای آباد از ساکنان خود تهی شده اند و زمینها بصورتی جز آن در آمده اند که بوده اند. يمن بجز در چند شهر خود به ويرانی گراييده است. تمدن ايرانی در عراق بکلی ویران شده است٬ و همين وضع را در شام مي توان يافت. هلالی ها و بنوسليم ها که تا تونس و مراکش پيش رفتند و بمدت ۳۵۰ سال در آنجا برای استيلای خود جنگيدند و سرانجام در انها مستقر شدند همه جلگه هايشان را به ويرانی کشاندند. ناحيه ميان بحرالروم(مديترانه) و سودان چنانکه بقايای آثار تمدن آن از قبيل ابنيه و حجاری های عظيم و روستاهای نشان ميدهند منطقه ای مسکونی و آباد بود و امروز صحرايي بيش نيست.» مقدمه ابن خلدون٬ بترتيب فصول ۲۷٬ ۲۸٬ ۲۱. آنچه از «مقدمه» ابن خلدون نقل شد٬ ‌تنها نمونه هايي از ارزيابيهای متعدد او در همین زمینه است٬ ولی شاید تذکر اين نکته جالب باشد که بسيار پيش از آنکه مورخ بزرگ جهان عرب چنین نوشته باشد٬ در خود قرآن بر اين واقعيت٬ خطاب به پیامبر اسلام و در اشاره به همين عربان٬ گفته شده بود که : « اینان چون سودی یا تنعمی بینند٬ بيدرنگ به دنبال آن مي روند و ترا تنها مي گذارند» ( سوره جمعه آیه "11")


نگارنده : آروین اشون کیانی | گاهنما --> روز سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 10:30 | پیوند پایا |
 
offshore bank account