با درود و خجسته باد باید خدمت شما عرض کنم به دلیل خواسته های بسیاری که من از نام بردن نام آنها به دلیل تعداد زیاد خودداری می کنم ، با تمام مشکلات از جمله اسکن تصاویر و قرار دادن در وبلاگ برای جشن سده که خواهان بسیار بیشتری نسبت به سایر جشنها دارا بود پاره ی جشنهای میهنی و ملی را در سمت ستون ها قرار دادم. امیدوارم که مورد توجه قرار گیرد . نظر یادتون نره. بنده چون به تنهایی این وبلاگ را می نگارم اگر کاستی یا ایرادی را دیدید مرا در جریان قرار دهید.با سپاس فراوان.
از عزیزان شیرازی که کم هم نیستند و به وبلاگ ما سر میزنند و پیشنهاد می دهند و خواسته دارند بسیار سپاسگزارم.
ایدون باد ایران
" کیانی "
جشن شهريورگان
شهريور روز از شهريور ماه مي باشد که روز چهارم ماه است (به تقويم خورشیدی ۳۰ امرداد ماه) و به نام امشاسپند تواناي خشترا يا شهريور مي باشد جشن شهريورگان است . چنانکه گفته شد اين فرشته مظهر سلطنت آسماني و قدرت رحماني است و هميشه خواهان فر و بزرگي و نيرومندي مي باشد در جهان مادي نگهبان زر و سيم و فلزات ديگر و دستگير بينوايان و فرشته رحم و مروت است پادشاهان دادگر در تحت و حمايت اين فرشته مقتدر هستند نظر به همين صفات پاک است که ايرانيان قديم اين روز را جشن مي گرفتند و به فقرا احسان و اطعام مي نمودند چون اين جشن به پادشاهان دادگر بستگي دارد که نماينده سلطنت آسماني هستند لذا معمولا در اين جشن بايد بحضور پادشاهان بروند و شادباش بگويند. ابوريحان در صفحه ۲۵۱ترجمه آثار و الباقيه مي نويسد ((شهريور ماه روز چهارم آن شهريور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن مي باشد و آنرا شهريورگان گويند . معني شهريور دوستي و آرزو است شهريور فرشته ايست که بجواهر هفتگانه از قبيل طلا و نقره و ديگر فلزات که برقراري صنعت و دوام دنيا و مردم به آنها بستگي دارد موکل است ))براي جشن شهريورگان از دو گونه ديگر مي توان برتري قائل شد اول اينکه در اين ماه محصولات کشت و زرع جمع آوري مي شود و چون معمولا براي بدست آوردن نتيجه هر کاري جشن و شادي لازم است لذا شهريورگان بمناسبت نتيجه گرفتن از نعمت کشت و کار و بدست آوردن محصولات بخصوص براي کشاورزان بهترين جشن و شادي است و در واقع جشن سر خرمن مي باشد .دوم اينکه در اين ماه پاييزه کاري شروع مي شود و چون معمولا هر کار نيکي را با شادي بايد آغاز کرد از اين لحاظ جشن شهريورگان را مي توان آغاز فصل جديد ديگري از هنگام کشت و زرع دانست و آنرا مورد احترام قرار داد با دلايلي که ذکر شد جشن شهريورگان بخصوص براي کشاورزان از لحاظ جمع آوري محصول و بدست آوردن خرمن و همچنين از نقطه نظر شروع بکار پاييزه بهترين جشن و شادماني است و بهمين جهت است که نسبت به آن احترام زيادي قائل هستند و با شادي فراوان مراسم آنرا بجاي مي آورند. پس دوستان گرامي در کنار شادي هاي خود نيازمندان را فراموش نکنيد هر چند که در قلمرو پر گوهر ايران زمين نبايد نيازمندي معنايي داشته باشد اما صد افسوس!..... بگذريم. هميشه ايراني باشيد و سرافراز.
شهريور شهرياري اهورايی
ای هستی بخش دانا ای اشا و ای وهومن سرودهايی می سرايم که کسی پيش از اين نسروده است .آرزو دارم بوسيله اشا و وهومن و خشترای فناناپذير حس و ايمان و فداکاری در قلبهايمان افزايش يابد . پروردگارا درخواست ما را بپذير و بسويمان روی آور و بما خوشبختی کامل ارزانی دار. هات ۲۸ بند ۳
خشتراوييريا سومين فروزه اهورامزدا به معناي توانايي برگزيدني است. خشترا از ريشه خش به معناي توانايي است .اين فروزه را به شهرياري خدايي تعبير کرده اند. اما استاد وحيدي در همان معني اما به تعبيري ديگر آنرا شهرياري بر ميل بيان نمودند .اين فروزه معرفي نيروي سازنده است و نه قدرت ويران کننده معرف توان اخلاقي و رواني است نه بدي و کينه توزي .اهورامزدا که بر همه چيز تواناست توانايي اش را جز در راه سازندگي ؛بخشندگي و مهر به کار نمي برد و همانگونه که در گاتها نيز بيان گرديده کساني که با خرد (بهمن) به راستي و داد رفتار کنند (ارديبهشت) به اين توانايي سازنده دست مي يابند (شهريور) و اين توانايي آنانرا از گرايش به بدي خشم و کينه توزي باز مي دارد از اين رو بايد تنها اينچنين توانايي را بدست آورد و برگزيد. به نوعي ديگر مي توان شهريور را کنترل بر نفس اماره که در روايات اسلامي از آن بسيار گفته شده بيان نمود. سخنان استاد وحيدي در اينباره: خشترايي همان شهرياري مي باشد و وئيرايي يعني ميل و شهريور نه فرشته است و نه همکار اهورامزدا بلکه ساختار رواني من انسان مي باشد و در درون من ميل است انواع و اقسام ميلها ست ميل خوب ميل بد و فرهنگ زرتشتي مي گويد که اي انسان تو بايد بر ميلهاي خودت شهرياري و فرمانروايي داشته باشي چرا که ميل انسان حد و مرز ندارد به عنوان مثال شخصي به نام هيتلر در قرن ۲۰ در آلمان مي گويد آلمان مافوق همه و نتيجه آن ۵۲ميليون کشته در جنگ جهاني دوم مي شود مولوي شاعر گرانقدر ايراني در اين باره اينچنين مي فرمايند:
ميلها همچون سگان خفته اند که اندر آنها خير و شر بنهفته اند
چونکه در کوچه خري مردار شد صد سگ خفته بدان بيدار شد
مويهاي هر سگي دندان شده از براي طعمه دم جنبان شده
در وجود انسان اين ميلها خفته اند و چون بوي مردار به آن رسد بيدار مي شود و ملت آلماني را که از فرهيخته ترين ملل دنيا بود و بزرگان فراواني را در خود پرورش داد به مردمي خونخوار و تابع هيتلر تبديل نمود اما اگر بوي خوش به آن رسد اين ميلهاي خوب است که بيدار مي شود:
بوي خوش تو هر که ز باد صبا شنيد
از يار آشنا سخن آشنا شنيد
يا رب کجاست محرم رازي که يک زمان
بنشيند و آن دهد که چه گفت و چه ها شنيد حافظ
و اين اصول برتر روانشناسي را در ۳۷۴۴سال پيش انساني بنام زرتشت پيدا مي شود و براي انسانها در تمام ادوار بشر راه بهزيستي را نشان مي دهد که ميلهاي خويش را در پرتو راستي و اشا زير فرمانروايي خرد نيک قرار دهيد . اما بايد توجه نمود که رياضت کشي و ترک دنيا براي رسيدن به اين مقام مطلقا در آيين زرتشتي راهي ندارد (( هر که دانه بکارد اشويي کاشته است اي انسان اگر زمين را شخم نزني و در آن دانه نکاري همانا گرسنه خواهي ماند و بر در بي مايگان خواهي ايستاد ))
بدست آوردن شهريور به هر انسانی توانايی اهورايی را می بخشد که هيچ چيز نمی تواند آن را از بين ببرد در جهان مادی نيز نگهبانی فلزات به اين فروزه نسبت داده شده(جشن شهريورگان یکشنبه ۳۰ امرداد ۱۳۸۵) چرا که فلزات نيز هيچ گاه از بين نمی روند و آتش هر چقدر بر آنها قرار گيرد محکمتر و قدرتمندتر نيز می شوند فلسفه قرار دادن سکه در سفره هفت سين نيز شهريور می باشد در آيين زرتشت نيازمندترين انسانها کسانی می باشند که از راه راست منحرف شده باشند و بايد داد و دهش ما به آنها خشترا باشد. اهورايی باشيد و شهريور گونه . بسیار خوشحالم که زاییده این ماه هستم. این جشن امروز نزد زرتشتیان گرامی برگزار می شود . امیدوارم نیایش درمهر بر همه همکیشان مورد قبول یزدان باشد. پاينده ايران
«مى خواهم بدانم ، می خواهم همه چيز را بدانم
بهتر بود همه چيز در تنگابى پنهان مى بود
كه هرگز غوطه در آب نياموختم»
زندگى به رويايى رنگ پريده و گوشخراش مى ماند
آن زمان كه تو نمايش پر مويه ات آغاز مى كنى
پس چشمانم مى بندم تا تنها ببينم
در پس غوغا او آبى شده
لرزش دستانش به خطا پايان گرفتم
كه فرياد كمكى بود بى لب ،بى لب...
و به سان
بوسهُ سرد دلباختگى طوفان به شمع
سرشك فسرده اش ماند در عزاى باران
اكنون
اگر عاقبتش مى خواهى
اگر همچنان دانستن را حوصله از كف داده اى
او آبى شد
به سان زيبنده رنگى براى بود و احساسش
«آبى» را زمانى نوشتم كه بى جان شدن احساسى و فسرده شدن روحى
به چشم خود ديدم...
و اكنون با خود مى انديشم دايم
كه اى كاش مى شد اطمينان داد و پاى چيزى را امضا نكرد!
خسته ام، خسته...
"زندگى بدون..."
تجربه اى مكرر چون آرميدن در اعماق ذهن
با همبستر تنهايى
به دور از چشم و نگاه ديگران
حتى در اتاقكى شلوغ و پرهياهو
هر بار انديشه اى در من بيدار مى كند
"راهى نيست گريزى نيست از اين هراس ياُس آلود!"
نقش گره خورده عشق و نفرت
كولاژى درهم وآشفته در پس چشم
مرده ريگ لبخندى مرگ اندود
پژواك فريادى زار و خاموش
"اى كاش اين زمان نمى دانستم كه هرگز نخواهم دانست!" یا مجبورم ندانم!!!!
سبزى پيچك وارخاطرات سرزنشكار برساقه ذهن
تازه يافتن تمام خاموش دردهاى جوشيده از عمق نگاه
گاه شگفت زده از آنچه خواهم شد
گاه مايوس از آنچه پيش روست در آينه
مكررتلخ تاريخ
تكرار دوباره و دوباره
سفر به دنبال بى رد پا پاسخ
دوباره دوباره دوباره...
بى گريزى از گذشته
آينده از راه نارسيده
برگشت اوراق زمانه
همه را مى دانم
ولى هنوز
"بدون ياُس زيستن " را
نمى شناسم! اما این یاس یارای جلودار قدرت و خشمم نخواهد بود....
چرا و چرا باید اینگونه حقوق زیر پا گذاشته شود!!!!مگر زرتشتیان یکتا پرست نبوده و نیستند؟؟؟؟!!!!
با درود فراوان خدمت آقای باربد گرامی که در مورد ما و کیش ما ابراز علاقمندی کرده و با نگاشته های زیبا نیک نظری و نیک کرداری خود را به ما نگاره داشتند !!!!!.
خدمت شما فرزانه گرامی باید عرض کنم ، آقا باربد ارجمند مطالبی را که شما اذعان داشتید به هیچ عنوان نمی تواند درست باشد. شما فرمودید که فردی به نام اهورا پیروز و ما زرتشتیان می خواهیم استقلال این کشور را به خطر انداخته و خود سرکرده شویم و کشور را به نابسامانی دوره ی ساسانی بکشیم. باید در پاسخ به این سطحی نگری شما باید بگم ما نمی خواهیم در این کشور سرکرده باشیم . ما فقط اجازه می خواهیم بتوانیم راحتتر از این!! کیش خود را به مردم شناسه کنیم. ما هیچ ادعایی از دولت نداریم . شاید بزرگترین اشتباه دوره ی به گفته شما نابسامان ساسانی ادغام دین و سیاست بود . پس ما فقط دلمون میخواد نیک نظرانی را که علاقمند به کیش اجدادی خود هستند را بیشتر آگاه کنیم ، آن هم صرفا در مورد مناسک دینی و آگاهیهایی که شاید در کتابی برای مطالعه ثبت نشده باشد. در مورد مطلب بعدی باید خدمت شما عرض کنم آن فردی که شما او را به ما زرتشتیان نسبت می دهید ، ایشان یک مسلمان است و نام ایشان اهورا پیروز نیست و فتح الله است که گویا فارسی شده آن میشود اهورا پیروز!!!!!!!! ایشان اگر با این کشور و سیاست این کشور مشکلی دارد این درست نیست که با نسبت دادن خودش به ما انگاره پلیدی را بر ما بچسباند. هر چند من با شخصیت فردی ایشان کاری ندارم و چون ایشان خواستگاهش ایجاد اغتشاش بوده آن هم به این شکل که فقط آبروریزی کند از نظر من پذیرفته شده نیست.
برای آگاهی بیشتر شما و خوانندگان این پاره ، من گزارشی که از موبد نیکنام گرامی در این مورد وجود دارد را ضمیمه این نگاشته می کنم. امیدوارم آگاهی شما برای یک نظر اجمالی بیش از اینها شود!
اصفهان ، خبرگزارى جمهورى اسلامى ۰۹ / ۰۷ / ۸۳
نماينده زرتشتيان در مجلس شوراى اسلامى گفت : فردى که خود را منسوب به زرتشتيان مىکند و داعيه ميراث حضرت " اشو زرتشت " دارد و به نام اهورا معرفى مىشود، کذاب و شيادى پيش نيست . در ماه جارى فردى با نام "فتح الله خالقى يزدى " با نام مستعار"اهورا پیروز" در يکى از تلويزيونهاى ماهواره يى خواستار حضور مردم در خيابانها و ايجاد اغتشاش و شورش در روز دهم مهرماه برابر با جشن " مهرگان " ايران باستان شده است. " کوروش نيکنام "روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا دراصفهان افزود : از نام و فاميل اين فرد شياد مشخص است که هيچ ارتباطى با جامعه زرتشتيان ایران ندارد. وى افزود :زرتشتيان به هيچ عنوان نام " اهورا " را که نام خداوند است روى فرزندان خود نمىگذارند. نيکنام خاطرنشان کرد : از ابتداى انقلاب اسلامى تاکنون اشخاصى خواستار لطمه زدن به فرهنگ اصيل ايرانى و استقلال جمهورى اسلامى ايران بوده اند که اين بار چنين فرد کذابى اين نقش را بر عهده گرفته است . وى تصريح کرد : دهم مهرماه برابر با روز "مهر" از مهر ماه زرتشتيان ، روز جشن مهرگان است " که نماد پيروزى خير بر شر است و هرساله زرتشتيان در چنين روزى به ياد پيروزى فريدون بر ضحاک مار دوش ، آيين جشن مهرگان برپا مىکنند. وى با اشاره به ميلاد حضرت مهدى (عج ) به عنوان منجى عالم بشريت مسلمانان بخصوص شيعيان افزود : آيين زرتشت نيز معتقد است که "سوشيانت ها" که به معناى "سودرسانان مقدس " ناميده مىشوند،در گذر زمانهاى گوناگون جلوه يى تازه پيدا مىکنند و هنجار درست زندگى را براى انسانها به ارمغان مىآورند. نيکنام خاطرنشان کرد : سوشيانتها به عنوان يک فرد مشخص جلوه نمىکنند بلکه به صورتهاى گوناگون و در اعصار مختلف خود را متجلى مىکنند. وى در پايان از مسوولان نظام جمهورى اسلامى بخاطر ايجاد بستر مناسب براى زندگى مسالمت آميز اقليتهاى دينى در کنار هموطنان مسلمان خود ستايش کرد و در عين حال در عين حال خواستار تسريع در رفع برخى ازموانع حقوقى اقليت زرتشتى شد و زرتشتیان را دوستدار این مرز و بوم قلمداد کرده و آنها را در همه اعصار تا سرحد توان یاری رسان جامعه و این کشور قلمداد کرد.
543/2359
شماره 006 ساعت 10:29
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.
بهترین چیز دیده دوختن به دیگان روح یک خویشاوند نازنین است.
بهترین چیز غرقه شدن در سیلاب محبت یک دوست محبوب است.
بهترین چیز خندیدن با خنده ی یک کودک بی گناه است.
بهترین چیز گریستن با گریه ی یک مظلوم است.
بهترین چیز فهم مقام انسانیت است.
بهترین چیز فهم چگونگی انسان بودن است و انسان شدن و انسان ماندن است.
بهترین چیز فهم حقیقت و اخلاق است.
بهترین چیز زیستن و مرگ در ساحت اخلاق است.
بهترین چیز ادراک عشق و دوست داشتن است.
بهترین چیز غرقه شدن آگاهانه در عشق است.
بهترین چیز زندگی در / با عشق است.
بهترین چیز یافتن آن نازنینی است که بودنش همانند بودن من است.
بهترین چیز بودن من است از برای آنکه بودنم به چم بودنش است.
بهترین چیز بودن ماست از برای یکدیگر.
بهترین چیز شدن ماست از برای یکدیگر.
بهترین چیز ...
نماینده زرتشتیان در مجلس پیشنهاد كرد تا نام ماه «مرداد» كه به معنی مرگ و نیستی است،به نام واقعی خود «امرداد» تغییر كند.
كورش نیكنام در پیشنهاد خود با بیان اینكه این مسئله زندگی به جای مرگ در تقویم ایران است،تاكید كرد:در اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده زبان و خط رسمی و مشترك مردم ایران فارس است، اسناد و مكاتبات و متون رسمی و كتب درسی باید با این زبان و خط باشد و در بخشی از اصل هفدهم قانون اساسی در مورد تقویم ایران، مبنای كار ادارات دولتی، هجری شمسی تعیین شده است.
وی افزود: بسیاری از واژگانی كه در گویش و گفتار ایرانیان به عنوان زبان پارسی به كار میرود ریشه در زبان باستانی ایران یعنی اوستایی و پهلوی دارد، از جمله نام هر یك از ماههای ایرانی كه فروردین، اردیبهشت، خورداد، امرداد، شهریور تا اسفند بوده و همه از نام كهن ایرانی و هر یك دارای معانی ارزشمندی میباشند، تا در هر فصلی امید به بیداری، زنده بودن، تلاش و سازندگی را به ملت سرافراز ایران از هر دین و قوم و نژاد گردآوری كرده باشند. نماینده زرتشتیان كه پیشنهاد خود را به صورت مكتوب به خبرنگاران ارائه داد،افزود: نخستین روز از ماه دوم تابستان یعنی امرداد را آغاز كردهایم،در حالی كه بسیاری از مردم ایران كه به معنای درست نام این ماه پی نبردهاند، این كلمه را به اشتباه مرداد ادا میكنند. مرداد در فرهنگ و زبان ایران باستان به معنای مرگ و نیستی است كه به نادرست در میان ۱۱ ماه سال قرار گرفته و همخوانی با فلسفه اسامی ماههای دیگر ندارد. از آنجا كه ایرانیان پیوسته به زندگی، سرسبزی، كار و كوشش و پیشرفت اندیشه داشتهاند، در اوج گرمای تابستان نام این ماه را نیز امرداد به معنای پایداری و جاودانگی گذاشتهاند.
نیكنام اضافه كرد: از زمانی كه تقویم خورشیدی برای گاه شماری ایرانیان برگزیده شده، نام این ماه در تقویم ایران «امرداد» نامیده شد، ولی سالها بعد و به دلیل نامعلوم و نادرستی در گویش مردم تغییر كرده و به مرداد تبدیل شده، یعنی زنده بودن و تلاش كردن و پیوستن به جاودانگی در تقویم جای خود را به مرگ مردن و نابودی داد.
با درود فراوان خدمت دوستان فرزانه . امروزه علاقمندان به کیش ما در بیشتر نقاط کشور و جهان پرسشهای فراوانی در مورد مراسم ها و مناسک ما دارند . آقای محمد رضا مویدی که پرسشهای بسیاری را مطرح کردند و به علت فلسفی بودن موضوع این پرسشها ، با کمی درنگ پاسخها از سوی موبد گرانقدر آقای خوشبختی و استاد مباحث دینی خانوم کتایون ایزد پناه برای این بزرگوار قرار داده می شود. پرسشها می تواند پرسشهای بسیاری از علاقمندان به کیش پارسیان باشد ، به همین دلیل آنها را به همراه چند پرسش همیشگی و خواسته شده از دیگر عزیزان در زیر می خوانیم...
مراسم ازدواج شما زرتشتيان چگونه است ؟
پاسخ : به اين مراسم زن وشويي يعني شريك شدن زن و شوهر در امر زندگي گفته ميشود در ايران باستان ازدواج كردن از كارهاي نيك به شمار آمده ، هر پسر و دختر زرتشتي همانند كارهاي ديگر خود بايستي بر مبناي خردمندي با يكديگر ازدواج كنند. در آيين زرتشتيان چيزي به نام مهريه مرسوم نيست ، تك همسري سفارش شده و پيروي مي شود، جدايي ( طلاق ) نيز مگر در شرايطي ويژه انجام نمي شود ـ زن و شوي تلاش مي كنند تا به سفارش اشوزرتشت در زندگي مشترك خود با انجام كار نيك از يكديگر سبقت بگيرند.
سدره پوشي چه مراسمي است ؟
پاسخ : پیش از این هم گفته شد اما از آنجا كه در پيام اشوزرتشت دين پذيري از روي اختيار و به آزادي انجام مي پذيرد ، سدره پوشي درواقع جشن دين پذيري است جشن خردمندي است و فرزندان زرتشتي كه به سنِ آگاهي وانتخاب رسيده اند ( به طورسنتي تا 15 سالگي) در جشني كه از سوي پدر و مادر او سفارش شده است پيراهني سفيد به نام سِدره و از جنس كتان در زير لباس بر تن مي كنند و كمربندي بنام كُشتي كه از 72 بند تار پشمي بافته شده است سه دور بر كمر نوجوان بسته مي شودكه به نشان پيروي از انديشه ، گفتار و كردار نيك است و از اين پس او نيز مانند نياكان خود بر آن است تا راستي را گسترش دهد و با كژانديشي مبارزه كند .
تقویم زرتشتیان چگونه است؟
پاسخ : درگاه شماري زرتشتي هر سال به 12 ماه سي روزه تقسيم شده است و هر روز نام ويژه اي دارد. در پايان هر سال 5 روز اضافي و پس از چهار سال شش روز اضافي ( كبيسه ) وجود دارد . نام سي روز هر ماه عبارتند از : 1ـ اورمزد 2ـ بهمن 3ـ ارديبهشت 4ـ شهريور 5ـ سپندارمزد 6ـ خورداد 7ـ امرداد 8ـ دي بآذر 9ـ آذر 10ـ آبان 11ـ خور 12ـ ماه 13ـ تير 14ـ گوش 15ـ دي بمهر 16ـ مهر 17ـ سروش 18ـ رشن 19ـ فروردين 20ـ ورهرام 21ـ رام 22ـ باد 23ـ دي بدين 24ـ دين 25ـ ارد 26ـ اشتاد 27ـ آسمان 28ـ زامياد 29ـ مانتره سپند 30ـ انارم .
و نام پنج روز آخر سال كه ماه گاتابيو نيز گفته مي شود به ترتيب : اَهنَوَد ـ اُشتَه وَد ـ سپِنتَه مَد ـ وُهوخشَتر ـ وَهيش تُوايش و روز اضافي در سال بهیزک(کبیسه) اَوُرداد نام دارد .
فلسفه بلند كردن يك انگشت و دو انگشت ( آفرينامه ويسپوخاترم ) به هنگام خواندن اوستاي گاهنبار چيست ؟
پاسخ : آفرينامه - ويسپو خاترم ، بخشي از سرود خرده اوستا است كه به هنگام برگزاري جشن ها به ويژه گاهنبار خوانده مي شود. دربخش آفرينامه موبد نخست يك شاخه مورد را با دست راست خود به سوي بالا برافراشته مي كند و در قسمت دوم يعني ويسپوخاترم دو شاخه از مورد را بالا مي برد و در هر دو مورد باشندگان در مراسم انگشت نشانة دست راست و كناري آن را رو به آسمان بالا مي گيرند تا در سخناني كه موبد به زبان اوستايي مي سرايد هم كلام شده باشند سپس باور خود را با حركت دست خود مي بوسند و بر ديده مي گذارند . ترجمة آفرينامه : براي شهريار و سرور كشور بالاترين توانايي و پيروزي آرزو داريم . براي او زندگاني دراز، تندرستي و سرافرازي را خواستاريم تا در نبرد با كژانديشان و كينه توزان پيروز شود هيچگاه انديشه ، گفتارو كردار بد به سراغ او نيايد . ترجمه ويسپوخاترم : آرزو داريم كه همواره انديشه ، گفتار و كردار نيك به سراغ ما آيد تا ما نیز از زمره نيكوكاران روزگار خود باشيم .
اوستاهایی که در مراسم سدره پوشی خوانده می شوند به ترتیب کدامند؟
این بخش در پاره ی پیشتر پرداخته شد . اما دوباره نگاهی با آن می اندازیم.نخست اوستاي هرمزد يشت و يا آتش نيايش خوانده مي شود و در اوستاي برساد از ديرزيوي و شادكامي نوجوان ياد مي شود آنگاه اوستاي كشتي آغاز مي گردد و كشتي به كمر بسته مي شود . سپس موبد ونوجوان اوستاي پيمان دين را واژه به واژه تكرار مي كنند و در پايان اوستاي تندرستي سروده ميشود.
اوستای مخصوص سال و سی روزه درگذشتگان به ترتیب کدامند؟
پاسخ : اوستاي سال پس از نيمروز : نيايش بايسته ـ گاه ازيرن ، آفرينگان دهمان و همازوردهمان. اوستاي سيروزه پس از نيمروز : نيايش بايسته ، خورشيد و مهر نيايش ، گاه ازيرن ، آفرينگان دهمان ، كرده سروش و همازوردهمان ـ (برگرفته از كتاب اوستاي ودردگان ، انجمن موبدان).
اجزا سفره گواه گيري (ازدواج زرتشتيان ) كدامند و به چه نمادی به کار می روند ؟
پاسخ : اجزاء اصلي در سفره جشن گواه گيري چنين است :
سفره سبز ، كله قند سبز، دستمال سبز ابريشمي ، كلاه سبز داماد ، توري سبز عروس ، رنگ سبز به نشانِ امرداد ( جاودانگي و سرسبزي در زندگي )
کتاب اوستا و کمربند کشتی : به نشان باور و پایداری در دین زرتشتی.
نقل و شربت : نشان شیرین کامی در زندگی مشترک.
نخ و سوزن : نماد پیوند همیشگی عشق و مهربانی در زندگی.
قیچی : نماد پیوند عروس و داماد و همکاری مداوم در کارها( به شکل قیچی که دو قسمت روی هم و جدا نشدنی دارد).
تخم مرغ : نشان باروری و سهم پایانی از سوی خانواده عروس.
انار : نشان سود بیکران در زندگی و داشتن فرزندانی نیکو.
دانه های برنج و برگ های خشک آویشن : برای آرزوی تندرستی بی شمار در زندگی.
آيا اجرا و شنيدن موسيقي در آيين زرتشت آزاد است ، آيا در مراسم مذهبـي از موسيقـي استفـاده مي شده است و حالا هم مي شود ؟
پاسخ : سرودهاي اشوزرتشت ( گاتها ) داراي وزن و ريتم است ، بنابراين سرايش اوستا با آهنگ ويژه خود همراه مي باشد از سوي ديگر به صدا درآوردن زنگ در آتشكده به هنگام سرودن اوستا و سابقه چند هزار ساله سازهايي مانند تنبور ، ني ودف در ايران باستان نشان دهنده جايگاه ارزشمند موسيقي در فرهنگ ايران و زرتشتيان است .
آيا درست است كه در گذشته بجاي هفت “ سين ” ، هفت “ شين ” داشته ايم ؟ در اين صورت آن هفت “ شين ” از چه چيزهايي تشكيل شده بود؟
پاسخ : در بررسي پژوهشگران ، نخست هفت نوع چيدني از درختان برسفره نوروزي نهاده شده سپس آنها را در سيني هايي قرار داده اند كه به هفت سيني يا هفت سين خلاصه شده است و در برخي از باورها هفت شين هم در سيني هايي كه تعداد آنها هفت عدد يعني نماد مراحل هفت گانه در عرفان زرتشتي است قرار داده اند نوع آنها نيز بستگي به محصول و فرآورده هاي جغرافيايي ، باورهاي قومي و محل داشته است .
نیایش های بایسته به ترتیب کدامند؟
پاسخ : از زمانی که خرده اوستا تنظیم گردیده بخش های سروش واژ- اوستای کشتی و برساد به عنوان نیایش بایسته برگزیده شده است از سوی دیگر اشوزرتشت در پیام خود به ویژه هات 28 از گاتها نیایش را نه تنها با یاری از کلام بلکه با پیروی از اندیشه و کردارنیک می داند و آن را پیوسته در هر زمان آرمان دارد .
لطفا پنجه ی کوچک و بزرگ را توضیح دهید:
پاسخ : مراسم پنجه کوچک از ده روز مانده به نوروزیعنی روز اشتاد از ماه اسفند آغاز می گردد در این هنگام زرتشتیان در باور سنتی خود به استقبال روان و فروهر درگذشتگان می روند . با خانه تکانی و زدودن ناپاکی ها از محیط زیست ، محل زندگی و به ویژه اندیشه و رفتارخود به میزبانی مینوی با حضور فروهر درگذشتگان خواهند رفت و در روزهای پنجگانه آخر سال و برای ماه گاتابیو یعنی روزهای اَهنود - اشتود - سپنته مزد - وهوخشتر - وهیشتوایش مراسم ویژه ای با تهیه خوراکی های سنتی و آفرینگان خوانی به استقبال نوروز خواهند رفت .
منظور از روشن کردن آتش در پشت بام در پنجه چیست؟
پاسخ : زرتشتیان در باور سنتی خود ، پیش از آمدن نوروز هر سال به استقبال روان و فروهر درگذشتگان خود می روند و در سپیده دم روز آغاز سال نو بر بلندی یا پشت بام ها آتش می افروزند و مخلوط آب و برگهای خشک آویشن بر زمین می پاشند تا در باور نمادین خود از آنها بدرقه کرده باشند .
اوستای ویژه مراسم گواه گیری به ترتیب کدامند؟
پاسخ : در مراسم گواه گیری ( عقد ) در آغاز اندرزهایی برگرفته از بینش اشوزرتشت از سوی موبد برگزارکننده و به زبان پارسی به عروس و داماد سفارش می شود و پس از آن متنی به زبان اوستایی که بخش ها یی از اوستای اورمزد یشت و برگرفته از یسنا است سروده می شود .
برسم چیست؟
پاسخ : واژه برسم در اوستا به صورت بَرِسمَن آمده است ، شاخه هایی از نوعی گیاه در ایران باستان بوده که روحانیان در برخي از مراسم آیینی آن را به دست می گرفتند پس از آن از شاخه های درخت انار و گزاستفاده شده و اکنون در یزشن خوانی ( واژ یشت گاهنبار) از میله های نقره ای به هم بسته شده ، در برسمدان که بالای آن به شکل ماه است وبه آن ماهروی نیز می گویند استفاده می شود .
آیا درست است که در نیایش یکنفری در زمان خواندن ویسپوخاترم انگشت دست را بالا نمی برند ؟
پاسخ : خیر، درست نیست .
عده ای بر این باورند که بالا بردن انگشت در ویسپوخاترم به معنی یگانگی اهورامزدا و دو انگشت در آفرینامه در تایید پیامبری اشوزرتشت می باشد ، نظر شما چیست ؟
پاسخ : نظر ما زرتشتیان ترجمه بخش های یاد شده در کتاب خرده اوستا است که پاسخ آن در پرسش چند ردیف پیش آمده است.
در نماز ، فقط خرده اوستا خوانـده مي شود يـا بخـش هاي ديگـر از اوستـا را هم شـامل مي شود؟
پاسخ : بخشي از خرده اوستا را زرتشتيان به صورت سنتي براي نماز بايسته برگزيده اند كه سروش واژ و اوستاي كُشتي است شامل گزيده هايي از يسنا و گاتها ، پيام اشوزرتشت نيز مي باشد. (سروش واژ را سروش باج هم می خوانند)
آيا كتابي در رابطه با آداب و رسوم مذهبي زرتشتيان نوشته شده كه در صورت عدم دسترسي به موبد ، بامراسم مذهبي و اجراي رسومات آشنا شد ؟
پاسخ : بخشي از آداب مذهبي زرتشتيان در كتاب آداب و رسوم زرتشتيان نوشته اردشير آذرگشسب از انتشارات فروهر آمده است .
آيا هنگام نماز گزاردن ، لباس خاصي بايد پوشيد و در مكان خاصي بايد قرار گرفت؟ آيا هنگام نيايش ، بدن شخص بايد از هر حيث پاك باشد ؟
پاسخ : به هنگام نماز از تن و لباس و مكان پاك بايد بهره گرفت زنان و مردان با سرهاي پوشيده يعني روسري و كلاه سفيد رو به سوي روشنايي در نماز حضور مي يابند.
براي آشنايي با اعياد و سنت ها و چگونگي اجراي آن چه منبعي را پيشنهاد مي كنيد؟
پاسخ : كتاب از نوروز تا نوروز، نوشته كورش نيكنام از انتشارات فروهر پيشنهاد مي گردد .
آيا در آيين زرتشتي حديث و يا به نوعي نقل قول در باره مسائل مذهبي از شخصي آورده شده يا اينكه اوستا همه چيز را گفته است ؟
پاسخ : نوشته ها و روايت هايي به نام ادبيات پهلوي و از زمان ساسانيان باقي مانده است كه برخي از آن ها باور انديشمندان آن زمان است و هماهنگي با پيام اشوزرتشت ندارد .
نماز روزانه زرتشتیان دارای چه مفهوم و عباراتی است؟
پاسخ : نماز روزانه زرتشتی از بخش های یسنا و یشت ها برگرفته شده و در قسمت سروش واژ و اوستای کٌشتی ترجمه آن چاپ شده است دراین نماز به سرور خانه ، شهر ، کشور و دین درود فرستاده شده . ضمن ستایش خداوند یکتا برای بخشش داده های نیک ، برای زنان و مردان نیک اندیش، خوش گفتار و درست کردار آرزوی زندگی خوب همراه با دارایی شادی آور و فرزندان نیک شده به همبستگی انسانها و دوری آنها از کژاندیشی اشاره شده و پیمان وابستگی به آیین راستی همگام با صلح و آرامش در نماز برای هر فرد با خداوند برقرار می گردد و اشوزرتشت در هات 28 ازیسنا ( گات ها ) به نماز و نیایش سفارش کرده و آرزومند است که هر انسان با بهره مندی از خرد رسا و دانش زمان بر آن باشد تا با تلاش وکوشش خود در سازندگی و تازه شدن هستی نقش داشته باشد که روان گیتی خشنود گردد وهنجار اشا همواره پویا و پایدار بماند.
عبارات نماز ما را می توانید در نگاشته های پیشین تارنما بنگرید.
*با سپاس فراوان از استاد ایزد پناه و موبد خوشبختی*
تاریخ زرتشتیان با پیدایش اشو زرتشت آغاز میشود. در دوران پادشاهی گشتاسب کیانی، شمار زرتشتیان افزایش مییابد. در عصر هخامنشیان، بیشتر پادشاهان و مردمان، زرتشتی بودند، بدون آنکه آیین زرتشت، دین رسمی باشد. ساسانیان دین زرتشتی را دین رسمی کشور ایران اعلام کردند. در قرن هفتم میلادی، پس از استیلای عربها بر ایران، بیشتر ایرانیان مسلمان شدند و اسلام، دین رسمی کشور شد. در قرن نهم میلادی، گروهی از زرتشتیان به هند مهاجرت کردند و به نام پارسیان هند معروف شدند. گروهی دیگر، در ایران ماندند و زرتشتی باقی ماندند. در دوران استیلای مغولان بر ایران، دوران سختی بر همه ملت ایران اعم از زرتشتیان، کلیمیان، مسیحیان و مسلمانان گذشت. بسیاری کشته شدند و گروهی نیز به نقاط دوردست پناه بردند تا از ستم مغولان در امان بمانند. در زمان صفوی، جهانگردان از اروپا به ایران سفر کردند و مشاهدات خود را به رشته تحریر درآوردند. در سفرنامههای این جهانگردان به صورت مجمل، شرحی در مورد زرتشتیان آن زمان آمده که به توضیح یکی از آنان به نام تاورنیه که در سالهای 1632 تا 1668 سفرهایی به ایران کرده است، میپردازیم. وی در کتاب چهارم سفرنامه خود، چنین مینویسد: «دو چیز باعث شد که شاه عباس این پل را اینجا بر روی رودخانه بنا نماید. اول اینکه در این نقطه، رودخانه از جاهای دیگر، گودتر و آبش روشنتر و خوشمنظرهتر است و دوم، مجاورت محله گبرها (زرتشتیان) به آن است که شاه میخواست بدین وسیله، راه آنها را به اصفهان نزدیکتر نماید. محله گبرها قریه بزرگی است که اولین خانههای آن از کنار رودخانه شروع میشود.» تاورنیه در جای دیگری نوشته است: «در میان این ادیان متعدد و مختلف، پیروان سه آیین در ایران اکثریت را دارند. اول دین اسلام که دین پادشاه و دین بیشتر مردم است. دوم، دین گبرها (زرتشتیان) که آیین قدیم ایرانیان است؛ قبل از آنکه دین اسلام در ایران رواج یابد. سوم، مذهب ارامنه که اکثر آنها از عیسویان شرقی هستند و جلفا مرکزشان است، ولی در بسیاری از شهرها و دهات ایران هم پراکنده هستند.» در جای دیگر کتاب آمده: «در کرمان بیش از ده هزار گبر زندگی میکنند. من در اواخر سال 1654 برای انجام معاملهای با گبرها سه ماه در کرمان توقف داشتم و در این مدت، اغلب اوقات به تحقیق درباره دین و رسوم آنها پرداختم.» در زمان قاجاریه مرکز زرتشتیان ایران، یزد و کرمان بود و شمار زرتشتیان در شهرستانهای دیگر حتی در تهران که پایتخت آن روز نیز بود، بسیار اندک بوده است. به طور کلی میتوان گفت در میان ادیان کهن ایران، زرتشتیان نه تنها از دیرباز در ایجاد و توسعه تمدن این مرز و بوم نقش داشتهاند، بلکه پس از پذیرش دین اسلام توسط اکثر ایرانیان و گسترش آن در سرزمینهای ایرانی، همواره با متانت و صداقت به همگامی و همراهی خویش با مسلمانان هموطن خود ادامه دادهاند و در آبادانی و سازندگی ایران سهم بزرگی برعهده گرفتهاند. نخستین بانکدار مدرن، موسس آبیاری نوین و پدر شهرسازی جدید در ایران، زرتشتی بوده و در شماری از شهرها، زرتشتیان نخستین کارخانههای برق و خطوط تلفن را دایر کردند. مدارس زرتشتیان در تهران، یزد و کرمان از برجستهترین مدارس بوده است. سهم زرتشتیان در فرهنگ و بهداشت ایران ـ به نسبت جمعیت ـ بر اکثریت فزونی داشته و در بین آنان بیسواد وجود ندارد. زرتشتیان ـ به نسبت جمعیت ـ بیشترین شمار پزشک، مهندس و استاد دانشگاه را به میهن خود ایران دادهاند. آنان از دیرباز در اغلب شهرها و دهات زرتشتینشین، هیئتهایی به نام انجمن زرتشتیان بنیاد نهادند که کلیه امور اجتماعی و آیینی و فرهنگی و خیریه زرتشتیان محل خود را اداره میکنند و به وضع مدرسهها و … و دیگر نهادهای زرتشتی شهر یا روستای خود رسیدگی میکنند. همچنین در اکثر مناطق زرتشتینشین، سازمان دیگری به نام سازمان زنان زرتشتی برای رسیدگی به امور مربوط به دوشیزگان و بانوان جامعه زرتشتی در هر محل بنیاد شده است. نخستین صورتجلسه انجمن زرتشتیان تهران، به سال 1325 نوشته شده که نشاندهنده تأسیس این انجمن در آن سال است. از دیگر بنیادهای زرتشتیان، میتوان به انجمن زرتشتیان اصفهان، انجمن زرتشتیان کرمان، باشگاه جوانان زرتشتی یزد، انجمن موبدان تهران، بنیاد خیریه گیو، بنیاد خیریه آبادیان و … اشاره کرد. شایان ذکر است که زرتشتیان دارای کنگرهای به نام کنگره زرتشتیان جهان هستند که هدف از تأسیس آن، افزایش همکاری بین انجمنها و سازمانهای زرتشتیان به منظور حفظ میراث فرهنگی و دینی و بهبود شرایط زندگی و پیشرفت زرتشتیان در جهان است. این کنگره از نظر زرتشتیان سراسر دنیا، ارزش و اعتبار خاصی دارد و همواره شخصیتهای برجسته سیاسی، فرهنگی و مذهبی کشورها به آن توجه خاصی داشتهاند. اولین و ششمین کنگره جهانی زرتشتیان در ایران برگزار شده است و دبیرخانه دائمی آن در تهران است. در حال حاضر، زرتشتیان ایران را میتوان دومین جمعیت غیرمسلمان از لحاظ تعداد دانست. جمعیت آنان طبق برخی آمارهای ذکر شده در حدود ۶500۰ نفر است که در اغلب شهرهای ایران پراکندهاند؛ اما در تهران، کرمان، یزد، شیراز، اصفهان، زاهدان و اهواز، جمعیت بیشتری متمرکز شدهاندو این آمار در خارج از کشور و در کل جهان چیزی در حدود ۳ میلیون نفر است. زرتشتیان 9 مدرسه اختصاص در تهران و در حدود 8 مدرسه در دیگر شهرستانها دارند که در سه مقطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان فعالند. البته وجود مدارس اختصاصی زرتشتیان به آن معنا نیست که دانشآموز زرتشتی فقط حق تحصیل در این مدارس را دارد، بلکه آنان آزاد هستند که در سایر مدارس نیز تحصیل کنند. ایشان همچنین دارای یک مرکز تربیت موبدیار هستند که در انجمن موبدان تهران فعال است. از دیگر فعالیتهای این جامعه میتوان به فعالیتهای مطبوعاتی آنان اشاره کرد. زرتشتیان دارای حدوداً 10 نشریه هستند که در موضوعات دینی، اجتماعی و فرهنگی فعالند. برخی از این نشریات عبارتند از: فروهر، چیستا، وهومن، امرداد، پارسیان، اشا. همچنین دارای یک انتشارات مخصوص به خود به نام فروهر هستند که کتابهای مختلف اعم از زرتشتی و غیرزرتشتی را به چاپ میرساند. زرتشتیان در تهران دارای چهار آدریان و ده روحانی دینی هستند. ایشان همچنین در این شهرها دارای آدریان هستند: کرمان، یزد، شیراز، اهواز، کرج و برخی از آبادیهای یزد مانند شریفآباد، حسنآباد، رحمتآباد، خرمشاه، کوچه بیوک، مریمآباد، قاسمآباد و … زرتشتیان ایرانی همواره دوشادوش دیگر هموطنان خود، چه در امر سازندگی و چه در هنگام جنگ، به کشور خود خدمت کردهاند. در دوران جنگ تحمیلی با اعزام جوانان و کمکهای مردمی، در دفاع مقدس شرکت کرده و 15 شهید را نیز تقدیم کشور خود کردهاند. زرتشتیان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جزو اقلیتهای دینی رسمی و مورد احترام نظام بودهاند. آنان با داشتن یک نماینده در مجلس شورای اسلامی ( دکتر کوروش نیکنام )در تصمیمگیریهای کشور خود مشارکت میکنند.
بیش از 3700 سال پیش اشو زرتشت پیامبر ایرانی در پیام های آسمانی خود ( گات ها ) توصیه های مهمی خطاب به دختران و پسران دم بخت و همسران جوان دارد.
پیام سرنوشت ساز اشو زرتشت به دختران و پسران دم بخت ، همچنان تازگی و طراوت خود را حفظ نموده و راهگشایی شایسته برای همسران جوان است. به این پیام زندگی گوش می سپاریم :
« روی سخنم با شما نوعروسان و تازه دامادان است ؛ امیدوارم که سخنان من را به گوش هوش بشنوید و با اندیشه روشن آن را نیک دریابید و به خاطر بسپارید :
همیشه با نیک منشی و مهر و محبت زندگی کنید و کوشش نمایید تا در راستی و پاکی از یکدیگر پیشی گیرید ؛ تنها از این راه می توانید در زندگی کامیاب شوید و از زندگانی سرشار از خوشی و خوشبختی برخوردار شوید.
ای همسران جوان ، به این حقیقت توجه داشته باشید: کسانی که در زندگی زناشویی به دنبال دروغ می روند ، ممکن است آن را ظاهرا دلچسب تر ببینند ولی در واقع دروغ آنان را به بیراهه می کشاند و از خود بیگانه می کند. آنان که به فریبندگی های ظاهری و به خوشی های دروغین دلبستگی پیدا می کنند ، درونشان تاریک می شود و حقیقت به اندیشه آنان راه نمی یابد، از این روی از پیشرفت و رسیدن به درجات عالی هستی و کمال بازخواهند ماند. اما هنگامی که به آزادگی و یکرنگی پایبند باشید و آن گاه که عشق و وفاداری ریشه دار در دل های شما جفت جوان وجود داشته باشد ، هم در این جهان هم در زندگانی دیگر از بهترین پاداش بهرمند خواهید شد. ولی هرگاه گرفتار اندیشه های اهریمنی شوید ، پیامد آن جز رنج و اندوه و افسوس نخواهد بود.
همه آنانی که زندگی زناشویی را دستخوش دروغ می نمایند ، سرانجام مورد ریشخند مردم قرارگرفته و خود را سرزنش خواهند کرد. راهنمایان درست کردار همسران جوان را چنین راهنمایی می کنند که:
در زندگی زناشویی و در خانواده خویش با خرد و راستی رفتار کنند تا آرامش و آسایش و صلح و آشتی بر زندگی آنان پرتو اندازد و ریا و فریب کاری که چون زنجیری انسان را به تباهی می کشاند از پهنه زندگی آنان زدوده شود.
بداندیشان و کج اندیشان و آنان که بنده هوی و هوس خویش هستند از راستی و درستی بیزارند و درست کاران را به دیده حقارت می نگرند و با نفس خویش نیز پیوسته در کشمکش و پیکارند ، و به راستی هرآن کس که در کمال آزادگی و با تمام وجود با هوی و هوس پیکار کند ، نیروی معنوی خداوند پشتیبان او خواهد بود و چنین فردی از نیکوترین پاداش برخوردار خواهد شد.در چنین صورتی است که عشق و محبت که آرزوی ماست به سوی ما می آید و دل های مردان و زنان را شاد خواهد ساخت و به آن ها آرامش وجدان و آسایش اندیشه و خوشبختی می بخشاید. پس هر کس به ندای وجدان خویش گوش فرا دهد و خواست او را که همان فرمان خداوند است برآورده سازد ، پروردگار به او پاداشی گران بها خواهد داد.پاداشی که تنها در پرتو راستی و پاکی می توان از آن برخوردار شد و خداوند جان و خرد آن را برای همه مقرر فرموده است.»
چکیده پیام اشو زرتشت به همسران جوان :
1
2- در پاکی و راستی و پرهیزکاری از یکدیگر پیشی گیرید.
3- در زندگی زناشویی از دروغ و بدی بپرهیزید.
4- به خوشی های دروغین و فریبندگی های ظاهری دل مشغول مدارید.
5- به آزادگی و یکرنگی در زندگی پایبند باشید.
6- بکوشید تا عشق و وفاداری در وجود شما زوج جوان ریشه بدواند.
7- در زندگی از راهنمایی راهنمایان درست کردار سود بجویید.
8- ریا و فریب کاری را از زندگی خود بزدایید.
9- در کمال آزادگی و با تمام وجود با هوی و هوس پیکار کنید.
10- به ندای وجدان خود گوش فرا دهید و خواست او را که همان خواست خداوند است ، برآورده سازید.
برگرفته از گات ها ( هات53 و 54 )
نظر به اینکه بیشتر نامه های الکترونیکی که به دست اینجانب می رسید ، بیشتر ابهامات و علاقمندیها به جشنهای کیش بهی بود ، بنده یک پاره پایا در ستون سمت راست وب لاگ قرار داده که کافی است برای نگریستن هر جشن تنها روی آن جشن کلیک کنید و از چون و چرا و فلسفه هر جشن در دین زرتشتی آگاهی کسب کنید.به امید اینکه تا سر حد توانایی خود بتوانم در شناسه کردن کیش خود راه راستینی را برگزینم.
به امید نیک نظری شما.
پس از اسلام هرچند پس از دو قرن مقاومت ، آئين اوستا به آنسوي درياي مازندران و هند رانده شد،اما فرهيختگان و انديشمندان بزرگي بودند كه با حفظ ظاهر شعائر اسلام،دردرون و درسخن و كلام وچکامه سرايي پيرو اوستا بوند و بسياري از اين مهربان ياران جان خودرا در راه انديشه خود نهادند، از كسانيكه مبارزه مسلحانه عليه تازيان رادنبال كردندچون ابومسلم خراساني و بابك خرمدين تا درياي فرهيختگاني چون شعوبيه، اخوان الصفا، عين القضات، سهروردي، حافظ وخيام ومولوي همه از پبروان اوستا بوده اند.
دقيقي
دقيقي پيرو اوستا بودو جان خود را در اين راه داد!
چو يك چند گاهي برآمد بر اين
درختي پديد آمد اندر زمين
از ايوان گشتاسب تا پيش كاخ
درختي گشن بيخ و بسيار شاخ
همه برگ او پند و بارش خرد
كسي كه چنان برخورد كي ‘مرُد؟
خجسته پي و نام او زردهشت
كه اهريمن بدكنش را بكشت
دقيقي به محض اينكه شروع به سرودن شاهنامه ميكند مورد قهر و دشمني فقها قرار ميگيرد و درجواني كشته ميشود.
فردوسي درباره دقيقي ميسرايد:
جواني بيامد گشاده زبان
سخنگوي و خوش طبع و روشن روان
به نظم آرم اين نامه را گفت من
از او شادمان شد دل انجمن
يكايك از وبخت برگشته شد
بدست يكي بنده بركشته شد
فردوسي
و اما فردوسي اين حماسه سراي بزرگ ايراني با آفريدن شاهنامه، آئين اوستا و انسانهاي كهن آنرا كه در طول هجوم و تازشهاي بيگانگان به سرزمين ما تقريباُ نابوده شده بود را زنده كرد.
چنانچه پيش از اين نوشتيم اوستا 120 جلد كتاب بود كه بر اثر تازشهاي ممتد بيگانگان نابوده شده بود. دقيقي و فردوسي با دسترسي داشتن به بخشي از اوستا كه افسانههاي كهن آريايي بود، توانستند شاهنامه را براي تاريخ و بشريت به ارمغان بياورند.
اوستاي كهن بخش هاي بسياري داشته است:
· نيايشها
· افسانههاي شهرياري
· آموزشهاي تاريخي
· آئينهاي زندگي
· آئينهاي جهانداري
· سرودههاي اهورايي
· جشنهاي ايراني
· فلسفه هستي، كه فردوسي بخشي از آن را به نظم درآورده است. زيرا كه وي نيز باور به اوستا داشت و اسلام دين ظاهري اوبود. مثل تمامي فرهيختگان ديگري كه دراينجا به چند تن از آنها اشاره خواهيم كرد.
زچهره بشد شرم و آئين مهـر همي گرز بباريد گفتي سپهـر
همي بود سي سال خورشيد را بدينسان پرستيد بايد خداي
يكي مهر زرين بياراستنـــد پرستنده تا جور خواستنـــد
جز ازرسم و آئين نوروز و مهر از اسپان و ز بنده خوب چهر
ناصر خسرو
ناصر خسرو فرهيخته بزرگ ايراني نيز خيلي زود از تفكرات تازي جدا شد و مبلغ انديشه خردگرايي و روشنايي و اوستايي شد:
گفتند كه موضوع شريعت نه به عقل است
زيراكه به شمشير شد اسلام مقرر
ايزد چو بخواهد بگشايد در رحمت
دشواري آسان شود و صعب ميسر
از شاه زي فقيه چنان بود رفتنم
كز بيم مور در دهن اژدها شدم
مهدي اخوان ثالث
م. اميد، مهدي اخوان ثالث نيز از روزگار جواني خود متوجه اوستا شد و كتابي با عنوان: از اين اوستا منتشر نمود و در روزگار پاياني عمر خود در سرودههاي تاريخي پيوندو پيوست خويش رابه اوستا ماندگار كرد:
ز پوچ جهان هيچ اگر دوست دارم
ترا اي كهن بوم و بر دوست دارم .
هم اورمزد و هم ايزدانت پرستم
هم ان فره و فروهر دوست دارم
بجان پاك پيغمبر باستانت
كه پيري است روشن نگر دوست دارم
گرانمايه زرتشت را من فزونتر
زهر پير و پيغامبر دوست دارم
بشر بهتر از او نديد ونبيند
من آن بهترين از بشر دوست دارم
سه نيكش بهين رهنماي جهان است
مفيدي چنين مختصر دوست دارم
ابرمرد ايراني اي راهبر بود
من ايراني راهبر دوست دارم
نه كشت ونه دستور كشتن به كس داد
از اينروش هم معتبر دوست دارم
علامه طباطبايي
علامه طباطبايي بعنوان يكي از بزرگترين روحانيون معاصر ما كسي است كه در پايان عمر متوجه آئين مهر و اوستا شد و سروده جاودان او با عنوان «كيش مهر» بهترين ارمغان پاياني او براي جهان آريايي بود.
همي گويم و گفته ام بارها
بود كيش من مهر دلدادهها
پرستش به مستي است در كيش مهر
برونند زين حلقه هشيارها
فريدون مشيري
آفتابت كه فروغ رخ زرتشت درآن گل كرده است
آسمانت كه زخم خانه حافظ قدحي آورده است
كوهسارت كه برآن همت فردوسي برگسترده است
بوستانت كه از نسيم سعدي جان پرورده است.
همزبانان منند...
ايراني هرگز اسلام را نپذيرفت!
آيا حافظ در پايان عمر پيرو آئين مهر و اوستا شده بود!محمد گلندام كه از شاگردان و مريدان حافظ شيراز بوده است وتمامي غزليات وي را او جمع آوري و نشر داده است درمقدمه غزليات از حافظ بعنوان شهيد ياد ميكند كه در پي فتواي فقها به قتل رسيده است!
دركتاب عرفات العاشقين نوشته اميرتقي الدين اوحدي ميخوانيم كه آنگاه كه ماموران حكومت درپي فتواي فقها و حكم قوه قضاييه به خانه رند شيراز حمله نمودند تا وي را بازداشت نموده و بقتل برسانند، بانوان خانه حافظ، تمامي آثار و نوشتههاي وي را درچاه ريختند تا بدست ماموران نيفتد.
شمس الدين محمدحافظ شيرازي كه دركودكي قرآن را حفظ نموده بود لقب حافظ را مثل دهها شخص دوران خود بدست آورد! حفظ تمامي قرآن عادتي شده بودكه كودكان در 8-10 ويا 12 سالگي آنرا وظيفه مي دانستند و در اين سن وسال تمامي قرآن را از برميخواندند و به ديگران آموزش ميدادند. شمسالدين محمد در كودكي همراه با فراگيري علم و دانش و آموزش قرآن، دريك نانوايي نيز كار ميكرد وبه كار خميرگيري مشغول بود.
حافظ از همان نوجواني بعنوان «رندشيراز» مشهور شد واين بخاطر زيركي و ذكاوت وي بود، از سويي حافظ ساكن محله شيادان شيراز بود كه تقريبا مركز شهر آن زمان محسوب ميشد و بچههاي آن محله بسيار زيرك و رند و باهوش بودند.
«رند» درلغت بمعناي زيرك، هوشيار، آگاه به اسرارپنهان وواقف به علوم بسيار ميباشد و نيز به كسي گفته و ميگويند كه درونش پاكتر وپرهيزگارتر از ظاهرش باشد.
چنانچه برخي از مورخين نوشتهاند و از غزليات حافظ برداشت ميشود حافظ در نوجواني عاشق دختري بنام « شاخ نبات» ميشود كه دختر پيشنماز محل بوده است و در همين هنگامه عاشقي، ذوق و شوق حافظ به غزلسرايي رشد ميكند ولي شوربختانه ملاي محل دختر خود را عروس ميكند وشمسالدين محمد درعشق نوجواني خود شكست ميخورد.
از سويي ديگر استقبال مردم و خردمندان از غزليات زيباي حافظ در سراسر جهان پارس زبان آن دوران از هند تا ايران و عراق موجب بروز حسادت ملاها و فقها عليه حافظ ميشود و آنان را بجايي ميكشاندتا از هر بيت و غزل او سندي بيابند براي محكوم كردن و تكفير « رند شيراز»
سلطان احمد جلاير حاكم بغدادكه با غزليات « رند شيراز» آشنا شده بود از وي دعوت ميكند تابه دربار او رفته و شب شعري برگزار كند
حافظ كه برخلاف سعدي اهل سفر و راه دراز نبود از شاه بغداد پوزش ميخواهد و دعوت را رد ميكند:
شاها جلوه حسن تو دل ميبرد ازشاه و گدا
چشم بد دور كه هم جاني و هم جاناني
گرچه دوريم، بياد تو قدح ميگيريم.
بعد منزل نبود در سفر روحاني
محمود شاه پنجمين پادشاه بهمني دكن هند نيز هزينه سفري براي رند شيراز ميفرستد و از وي براي شب شعري درهند، دعوت ميكند. شمس الدين محمد،هند رابه بغداد ترجيح داده و كفش وكلاه ميكند تا به هند برود. اما تا از بندر هرمز به كشتي مي نشيند با طوفاني شدن دريا مواجه گشته و از سفر به هند پشيمان ميشود «رند شيراز» غزلي رابعنوان سپاسگزاري وپوزشخواهي براي محمودشاه به هند ميفرستد:
دمي با غم بسربردن جهان يكسر نميارزد
به مي بفروش دلق ما كزين بهتر نميارزد
شكوه تاج سلطاني و بيم جان درو درج است
كلاهي دلكش است اما بدرد سر نميارزد
بس آسان مينمود اول غم دريا ببوي سود
غلط گفتم كه هر موجش بصد گوهر نمي ارزد
هرچه نفوذ كلامي حافظ در جهان آن دوران بالاتر ميرفت حسادت فقها نسبت به اين رند شيراز نيز بيشتر ميشد.
حسد چه مي بري اي سست نظم بر حافظ؟
قبول خاطر و لطف سخن خدا دادست
از سوي ديگر حافظ نيز پيش از پيش به ناداني، تزوير و بيپايه بودن افكار فقها پي ميبرد وكم كم از آنها و انديشههاي آنها جدا ميشد و در غزليات خود به افشاي آنها ميپرداخت:
دور شو از برم اي واعظ و بيهوده مگوي
من نه آنم كه دگرگوش به تزوير كنم
حافظا مي خور و رندي كن و خوش باش ولي
دام تزوير مكن چون دگران قرآن را
همانطور كه آرام آرام شمسالدين محمد « رند شيراز» از افكار و عقايد فقها و ملايان دوران خودجدا و دور ميشود، بسوي يك انديشه جايگزين نيز نزديك ميشود و در سرودههاي خود اعتراف ميكند كه در ابتدا از حقايق آگاه نبوده تا اينكه درپي آشنايي با انديشههايي ديگر در معني بر او گشوده شده است:
اول از تحت وفوق وجودم خبر نبود
درمكتب غم تو چنين نكته دان شدم
آن روز بر دلم درمعني گشوده شد
كز ساكنان درگه «پير مغان» شدم
از آن زمان كه فتنه چشمت بمن رسيد
ايمن ز شر فتنه آخر زمان شدم
در پي توطئههاي ملايان، بارها و بارها حافظ از شيراز رانده شد و او را تبعيد نمودند.
گر از اين منزل غربت به سوي خانه روم
دگر آنجا كه روم عاقل و فرزانه روم!
اما پس از بازگشت از تبعيد. باز اعترافات رند شيراز در غزلهاي وي متبلور ميشود.
گرمسلماني از اين است كه حافظ دارد
واي اگر از پس امروز بود فردايي
« مغ» در لغت به انسان اوستايي و يا پيشواي آئين اوستا گفته و ميگويند و «پيرمغان» به زرتشت نخستين و يا بزرگترين پيشواي آئين اوستا اطلاق ميشود.
حافظ در هنگامه پاياني عمر خود بسيار به اين مسئله كشيده ميشود و درغزليات بسياري وفاداري خودرا به پيرمغان و «آئين مهر » اعلام مي كند:
جام مي گيرم و از اهل ريا دور شوم
يعني از اهل جهان پاك دلي بگزينم
بر دلم گرد ستمهاست خدايا مپسند
كه مكدر شود آئينه « مهر آئينم»
در اين ابيات صريحا رند شيراز اعتراف ميكندكه آئين و دين او «ميترايي» كه همان « آئين مهر» است.
و اما اسناد ميترايي و مهري بودن شمسالدين محمد شيرازي و پيرو « آئين اوستا» (پيرمغان) بودن وي در لابلاي غزليات او با صراحتي ويژه بچشم ميخورد:
بنده پيرخراباتم كه لطفش دائم است
ورنه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست
چل سال پيش رفت كه من لاف مي زنم
كز چاكران « پيرمغان» كمترين منم
من كه گوشه ميخانه خانقاه من است
دعاي « پيرمغان» ورد صبحگاه من است
حافظ جناب « پيرمغان» جاي دولتست
من ترك خاكبوسي اين در نمي كنم
گر مدد خواستم از « پيرمغان» عيب مكن
شيخ ما گفت كه درصومعه همت نبود
مريد «پير مغانم» زمن مرنج اي شيخ
چراكه وعده تو كردي و او بجا آورد
و درجايي ديگر با صراحت ميگويد كه درخرابات مغان نورخدا مي بيند:
در خرابات مغان نور خدا ميبينم
اين عجب بين كه چه از نوري وكجا ميبينم
بسياري از شعرا ونامداران كهن ايران نيز صريحاِ اعتراف نموده اند كه مسلمان نبوده بلكه خورشيدپرست كه همان مهرپرست و ميتراپرستي بوده است آيين آنها بوده است.
ابوسعيد ابوالخير- ديوان اشعار:
كزچشم خداي بين نداري باري
خورشيد پرستشو نه گوساله پرست
اي مقصد خورشيد پرستان رويت
محراب جهانيان خم ابرويت
اوحدي مراغه اي – ديوار اشعار:
كافر از بهر چنين بت كه تويي نيست عجب
كز پرستيدن خورشيد و قمر باز آيد
خاقاني شرواني- ديوان اشعار:
خورشيد پرست بودم اول
اكنون همه ميل من به جوز است
خواجوي كرماني – ديوان اشعار:
دلم از زلف كژت جان نبرد زانك درو
هندوانند همه كافر خورشيد پرست
تا برآمد زبناگوش تو خورشيد جمال
هرسر زلف تو خورشيد پرستي دگرست
راهب دير كه خورشيد پرستش خوانند
نيست جز حلقه گيسوي بتم زنازش
زان روز كه رخساره و چو خورشيد توديدم
چو ن سنبل جز حلقه گيسوي بتم ز نازش
خواجو گرازمهرت آتش پرستي پيشه كرد( آتش پرست به پرستار آتش(نگاهنبان آتش) هم می گویند)
چو ن پرده بگشودي ز رخ عذر گناهش خواستي
صائب تبريزي- ديوان اشعار:
زرپرستان بپرستند چو خورشيد بلند
كرم شب تابي اگر در دل زرين لگن
از سايه ببريد اگر مهر پرستيد
از خود بگريزيد اگر مرد خداييد
حسن هرروز به آيين دگر جلوه كنيد
هرسحر تكيه به بالين دگردارد مهر
وفا دين من و مهربتان آيين من باشد
رخم از قبله برگردد دگر از مهر و وفا كردم
مشق نظاره روي تو مرا منظورست
اگر از جمله خورشيد پرستان شده ام
عبيد زاكاني- ديوان اشعار:
دماغ باده گساران زخرمي در جوش
درون مهرپرستان ز عاشقي درتاب
اي مقصد خورشيد پرستان رويت
محراب جهانيان خم ابرويت
مولوي – ديوان شمس:
ما چو خورشيدپرستان همه صحرا كوبيم
سايه جويان چو زنان در پس ديوار شدند
پيش او ذره صفت هرسحر ي رقص كنيم
اين چنين عادت خورشيد پرستان باشد
همچون دزدان ز عسس من همه شب دربيمم
همچون خورشيد پرستان به سحر برباشم
ما چو خورشيد پرستيم بر اين بام رويم
تا نپوشد رخ خورشيد زما ديواري
نظامي گنجوي- اقبالنامه :
چو تابنده خورشيد را ديد زود
به رسم مغانش پرستش نمود
نظامي گنجوي- مخزن الاسرار
دفتر افلاك شناسان بسوز
ديده خورشيد پرستان بدوز
آفتابي مي پرستم لايزال
مهر من هرگز نمي گيرد زوال
غالب دهلوي- ديوان اشعار فارسي:
همه به سوداي تو خورشيد پرستيم آري
دل ز مجنون برد آهو كه به ليلا ماند
عارف قزويني نيز رسماِ پيوستگي خود را به آيين اوستا با اين سرود تاريخي خود اعلام ميكند:
اوستا ! بهين دستور دربار خدايي
عارف قزويني
بنام آنكه و ستايش كتاب است
چراغ راه دينش آفتاب است
بهين دستور دربار خدايي
شرف بخش نژاد آريايي
دوتا گرديده چرخ پير را پشت
پي پوزش به پيش نام زرتشت
به زير سايه نامش تواني
رسيد از نوبه دور باستاني
چو من گردوست ميداري كشور خويش
ستايش بايدت پيمبر خويش
به ايمايي ره بيگانه جويي
رهاكن! تابه كي اين بي آبرويي؟
به چشم عقل آن دين را فروغ است
كه آن بنيان كن ديو دروغ است
چو دين كردارش و گفتار و پندار
نكو شد بهتر از آن دين مپندار
به دنيا بس همين يك افتخارم
كه يك ايراني والاتبارم
به خون دل زيم زين زيست شادم
كه زرتشتي بود خون و تبارم
سرچشمه : سایت وزین زرتشتیان ، امرداد
درود بر شما استادی که سالها برای این مرز و بوم و جوانانی که به طور حتم آینده ی این مرز و بوم خواهند بود زحمت کشیده و عرق ریخته اید . بر شما پیران در کار درود فراوان .
بنده که به عنوان نویسنده این وبلاگ در سایه ی موبدان بزرگ و فرهیخته زرتشتی گم هستم نامه شما را به طور کامل برای موبد خوشبختی فرستادم . ایشان طرف صحبت شما را موبد دکتر کوروش نیکنام قلمداد کردند و همچنین فرمودند که ایشان به خاطر کارهای بسیار زیاد از جمله مجلس کشور و همچنین چندین اجلاس دینی فرصت این قبیل کارها را به واقع ندارند و منهم همین عقیده را دارم ، چون خود ما هم موفق به دیدار دکتر نیکنام که فکر می کنم پرکار ترین زرتشتی ایران می باشد البته به همراه دکتر خورشیدی موبد موبدان فعلی کشور نمی شویم.
موبد خوشبختی در نوشته هایشان مطالبی را اذعان فرمودند که بنده آنها را با مطالب خودم آمیخته به شما عزیز بزرگوار که پدر علم در این کشور می باشید ارائه می کنم.
شما فرمودید "چرا جوانان دنبال دین هستند و می شود بی دین هم بود " پاسخ ما بدین پرسش این است که جوانان دارای حس حقیقت جویی هستند . شاید عنوان وبلاگ ما (یانش وران مانتره) بیشتر باعث جذب دختر شما شده. بنابراین جوانان آگاه نمیتوانند چیزی را بدون قانع شدن ذهنی بپذیرند.بی دین بودن را از لحاظ چم نوشتاری شما تجزیه کردید؟؟؟؟بی دین به کسی می گویند که پروردگار خود و راه پیشنهادی ایشان را نمیشناسد و در راه زندگی به راههای راستی که دینها ارائه میکنند نمیپردازد . پس با توجه به میل ذاتی انسانها که بسیاری از گناهان را به سبب سادگیشان انجام می دهند ممکن است دچار خطا و اشتباه شود. خداوند هیچ گاه کار بیهوده و عبث انجام نمی دهد ، پس فرستادن دین و پیامبر دارای دلیلی است که انسانها خودشان نمی توانند راه مورد نظر را به تنهایی پیدا کنند.
در مورد ذات ایرانیها مورد پسین مطرح شده شما، باید عرض کنم که ایرانیان با تمام علاقه ای که به آنها و نژاد خودمان دارم باید عرض کنم که ایرانیان دارای ذات همیشگی خداپرستی نبودند . پیش از اشو زرتشت ایرانیان میتراییسم بودند. یعنی طبیعت را می پرستیدند و تلاشهای بی وفقه اشو زرتشت اسپنتمان که باعث مشکلات فراوانی هم برای ایشان می شد ایرانیان را یکتا پرست کرد . ما اگر به گذشته خود می بالیم که پیش از بسیاری از نقاط دنیا یکتا پرست بوده ایم اینو به اشو زرتشت مدیون هستیم.
بله درست است . در بسیاری از جوامع دانشگاهی حرف از زرتشت و دین امروزی ما زرتشتیان است . این منطقی است . زرتشت در بین فرهیختگان جا دارد نه عوام . چون دین زرتشت بر پایه ی اندیشه است و کسانی که نتوانند فکر کنند نمی توانند این کیش را بپذیرند . افرادی که دنبال این هستند که چیزی بدون چون و چرایی به آنها حکم شود ( نمیتواند و شاید وقتش را ندارد که فکر کند!! ) پس نمیتواند زرتشتی باشد.
فرمودید "عرب ستیزی کار درستی نیست و اگر کسی این کا رار بکند زرتشتی نیست"
یک پرسش از شما دارم . آدمی دارای چه خصوصیاتی است؟؟؟؟آیا جز این است که تمام جاندارانی که پروردگار خلق کرده دارای ویژگی تدافع در برابر حمله هستند؟؟؟؟آیا کاری که تازیان با ایرانیان کردند درست بود؟؟؟آیا فقط خداپرستی مطرح بود؟؟؟ایرانیان که خدا پرست بودند . به نامه ی یزدگرد پیش از این نوشتارها روی کردید؟ آیا اشاعه ی دین خدا شناسی بوده یا حکمفرمایی به کشوری که مطرح ترین بود در آن دوره؟ آیا خداوند دینی در اختیار کسانی گذاشت که با قدرت آن دین دیگران را به صلابه بکشند؟؟؟آیا خلیفه دوم به زیر کشیدن شاه پارس مد نظرش بود یا اشاعه دین خدایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتی این همه ظلم در حق افراد روا باشد آیا شما در برابر کسانی که با خود شما و خانواده شما این کار بکنند بسیار خوش بین خواهی بود؟از آن حذر نمی کنید؟؟؟؟ اگر اینگونه است که شما از خاص افرادید!!!!!!!!!! تازیان اینقدر به فرهنگ ما حسادت داشتند که حتا بسیاری از فرهنگ گفتاری ما را هم از بین بردند . در کجای دین اسلام فرهنگ پارسیان ایجاد خطر می کرد . این همه کتابخانه ما که توسط خلیفه ی دوم به آتش کشیده شد چه ضرری برای اسلام داشت . این همه کتاب پزشکی و علمی؟ آیا اینها خواست پروردگار بوده؟؟؟چرا باید همه ی کتابها جز 2 جلد قرآن که در کتابخانه ساسانیان بود باید آتش کشیده می شد؟؟؟ چه بسا اگر آنها بودند امروزه دانش پزشکی در این کشور بسیار پیشرفته تر از این می نمود.
آری ما جوانان زرتشتی گلایه داریم. چرا باید در کشوری که از آن ما بوده نه مسلمانان ما باید غریب باشیم؟؟؟ چرا نزد افراد عوام که قشر اکثریت ایرانند ما باید آتش پرست و چند خدایی شناسه شویم؟؟؟؟
باید خدمت شما عرض کنم که کیش ما دارای سمینارهای بسیار متعددی است. شاید شما ناآگاه هستید در این مورد . ما انجمنهای بسیار زیادی در کشور داریم. انجمن جوانان زرتشتی ، انجمن فروهر که بسیار فعال است و انجمن یانش و.... شما هم میتوانید به عنوان یک دوستدار و از همه مهم تر شما دوست دوران تحصیل موبد نیک نام هستید و بسیار راحت میتوانید در این جلسات شرکت کرده پیشنهاد خود را بدهید.
در مورد ایجاد یک بستر برای زرتشتی شدن افرادی که دین ما را با تمام وجود می توانند بپذیرند من نگاشته ای از موبد خوشبختی را به طور دقیق برای شما می نگارم.
(( هر کسی دارای حق مسلم است که به اندیشه و گفتار و کردار نیک روی بیاورد و از نتایج آن به عنوان دین زرتشتی بهره ببرد . کسی نمیتواند جلودار مزدا پرستی به شیوه زرتشت شود . چون اشو در آموزه های خود این حق را برای همگان و در تمام دوره های زندگی دانسته است. ما زرتشتیان اگر کسی به سوی ما روی بیاورد او را دوست داریم و با نهایت میل ایشان را می پذیریم.))
یک جمله از خودم و آن اینکه استاد بزرگوار من نگارنده این را مطرح می کنم که از دوستان مسلمان من چندین نفر سدره پوشی انجام داده اند و حتا از اقوام من که در دین مسیحیت به سر می برند در یک گامی سدره پوشی هستند . اینها نیک نظری موبدان ما را نمایانگر است و خوش دلی آنها را.
نکته بعدی این است که ای عزیز ، مگر کشور اسلامی ایران بر این عقیده نیست که اسلام برترین دین هاست؟؟؟؟ ما هم که به شعور مردم خود ایمان داریم. پس چرا مردم را آزاد نمی گذارند؟؟؟؟؟چرا؟؟؟
آیا آنها می خواهند مردم را به زور در برترین دین نگهدارند؟؟ آیا مردم را بی شعور قلمداد می کنند که برترین را رها کنند و به بدترینها روی بیاورند؟؟؟؟نه اینها نیست . این سران دارند با استفاده از عقاید عده ای خام ( نه از بابت دین از بابت اینکه به خاطر دینی که خدا به آنها داده به بندگانش باج می دهند ) استفاده می کنند برای حکومت .چرا کسی که در دانشگاه است باید دشمن وحله اول مباحث اسلامی و این دولت باشد؟؟؟؟ چرا روشنها این گونه اند؟؟ نه به خاطر دین اسلام به خاطر بد نامی که اینها دچار اسلام و تعالیمش کردند. چرا اسلام فقط برای نفع دولت جمهوری اسلامی مطلب دارد؟؟؟؟؟؟
آری اینها عروسکهای خیمه شب بازی سران کشوری اند و تا هنگامیکه دینی با رگ و پوست مردم گره نخورد آن دین به سرانجام نمیرسد . بیایید و ببینید آیا آمار زرتشتیان در انجام مناسک دینی بالاتر است یا انبوه مسلمانان؟؟؟؟؟اینها پاسخهایی دارد که در نزد فرهیختگان دانشی این کشور است. پس جلوی کنجکاوی آنان را نگیرید . من به عنوان یک زرتشتی حاضرم پاسخگوی دختر شما در هر زمینه ای باشم. امیدوارم که ایشان بی رو در واسی همه ی مطالبش را عنوان کند در وب لاگ.
اگر این کشور ممانعت می کند با آزادی دین ما ، پاسخگوی آن ، این از خدا بی خبرانند که باید سرانجام نانی از این راه دربیاورند. پس ما نباید در نزد خداوند پاسخگو باشیم. به ما اجازه انتشار مقاله ها و نوشته هایی مانند هفته نامه و ماهنامه های خود را نمیدهند ! شما چه انتظاری دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمونه بارز این گونه هفته نامه ها جمع آوری هفته نامه ی وهومن به طوری که سردبیر هم کیش ما متواری به خارج از کشور شد. حال شما چه انتظاری دارید؟؟؟؟ آیا نباید این بار شما هم گامی بردارید؟؟؟
زرتشتیان در قیاس با مسلمانان شاید کم باشند اما ما در ایران آنقدارا هم کم نیستیم هر چند بیشتری از ما مهاجرت به کشورهای دیگر کرده اند . شما اکنون در آلمان به سر می برید . آدرس و شماره تلفن انجمن زرتشتیان در آلمان را به شما می دهم ، شاید بیشتر از ما به خاطر رودررویی بتوانند به شما کمک کنند .
Neu zeitlich.diat. u ndlebenschu lee.v. ku rstrasse4,3593 edertal-bringhau sen bad-wildu ngenw.Germany Tel : 05623/4025
انجمن مزدیسنای آلمان غربی
حال من یک پرسش از شما دارم چرا هنگامیکه شما با شعور دختر خود آشنایید و او را به عبارتی قبول دارید و می دانید که او را نتوانستید توجیه کنید و در خارج از این کشور آزاد اسلامی!!!!!!!! هستید چرا زمینه ی خواسته او را فراهم نمی کنید؟؟؟ مشکلی که سایرین دارند را شما ندارید پس چرا دست دست می کنید؟؟؟ آیا جز این است که شما هم غرق به این خرافات هستید که باید خدا اجازه دهد و این اجازه از خدا از دست آخوندهای ایران به دست شما خواهد رسید؟؟؟؟یعنی آنها آزاد کنند این کار رو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
**از موبدان بزرگوار با خاطر دادن این فرصت که پاسخ شما را با همراهی آنان بدهم نهایت سپاس را دارم وازهمینجابه خاطر زرتشتی بودنم آنان راستایش می کنم و اززحمتهایشان سپاسگذارم**
شاد زیوید *************************************************تندرست زیوید
درود بر همه شما . در این قسمت نوشتار نماز زرتشتیان را بدون نگاشتن متن پایه و اصلی آن که به زبان اوستایی و پهلوی می باشد قرار داده که تنها چم آن است .
هر نماز با این زمزمه آغاز می شود.
باور دارم به دین مزدا پرستی که آورده زرتشت است.پیرو آموزشهای اهورایی هستم که از دیو (دروغ) و دو گانه پرستی به دور است.من یکتا پرست زرتشتی ام و تنهااهورا مزدا را در خور ستایش می بینم.
نماز گاه هاون (Havan): (از برآمدن خورشید تا نیمروز)
من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان بامداد پاک و سازنده را (هاون)
من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور دهکده(ویس) را که پاک و دادگستر و سازنده است.
من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .
نماز گاه رپتون(Rapatvan) : (از نیمروز تا پسین)
من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان نیمروز را (رپتون)
من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور شهر (زنتو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.
من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .
نماز گاه ازیرن(Oziran) : (پسین تا فرورفتن خورشید)
من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پسین پاک را (ازیرن)
من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور کشور (دخیو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.
من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .
نماز گاه سروثرم (Srusram): (فرورفتن خورشید تا نیمه شب)
من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان شب (ایوی سروثرم) پاک را.
من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم همه ی رهروان راه اشویی زرتشت را و سرور اشوان را.
من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .
نماز گاه اشهن (Oshhan) : (از نیمه شب تا برآمدن آفتاب)
من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پگاه (اوشهی ناای) پاک را.
من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور خانه (نمانا) که پاک و دادگستر و سازنده است.
من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم.
پس از خواندن نماز گاه بایسته، زرتشتیان نماز سروش باج ، نیرنگ کشتی ، ستایش خدا ، تندرستی و برساد را می خوانند.به جز سروش باج بیشتر اوستاهای نام برده شده پازند است و پس از ساسانیان نوشته شده است.
گوشه ای از سروش باج که هر زرتشتی بایسته است که آن را به خوبی بداند همان نیایشهای اشم وهو و یتا اهو هستند. که در پیش در پاره های پیشتر به آنها نگاهی انداختیم.
پاره ای از نماز ستایش خدا که پس از نماز هر گاه باید خوانده شود:
ای اهورا مزدا به یاری من آی من پرستنده اهورامزدا هستم . من پرستنده خرد نیک و پیرو زرتشت هستم . من خود را پیرو راستی و پشتیبان استوار در این دین می دانم و پیمان می گذارم که همه توان خود را در راه اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک به کار برم. من به دین والای مزدا پرستی که دور کننده جنگ ، ناهماهنگی ، دشمنی و استوار کننده هماهنگی و آشتی و دوستی است باور دارم.
همانگونه که خداوند راستی و دادگستر است ، رهبر دنیایی نیز باید به خاطر راستی و داگستری اش برگزیده شود.
هنگامیکه پیروان دروغ مرا با خشم و نفرت تهدید می کنند ، تنها تو ای اهورا مزدا و نیروی اهورایی که تو با اندیشه و منش نیک به من داده ای و کردار نیک که باراستی و داد که قانون همیشگی توست، مرا نجات می دهد.
ای اهورا مزدا مرا یاری کن.
آن تیزرو ، توان بدنی و روانی را که در آفرینش تو برای پیروزی بر بدی ها ارزانی می دارد ، تندرستی و شادمانی زندگی را به ما ارمغان می آورد ، در زمان بی کران ، و در زمانی که برابر با قانون دگرگون ناپذیر تو پایدار می ماند به من ارزانی دار......
اینها بخش هایی از نماز روزانه است که دانستن آن برای هر زرتشتی بایسته است. البته من زبان اصلی نماز را اینجا نیاوردم چون به طور یقین چیزی از آن نمیفهمید . بنابراین برای صرفه جویی در حجم مطلب فقط چم آنها را قرار دادم. امیدورام که بنده نیکوی پروردگار یکتا باشید.
شاد زیوید*******تندرست زیوید
در مورد پرسش مهتاب خانوم همانطور که یکی از دوستداران کیش بهی به آن اشاره کردند و همانطور که پیشتر از این بدان نظری افکنده شد پرستش سو ( قبله ) زرتشتیان به سمت نور که جلوه ای از خداست و حتا در کتابهای آسمانی سایر ادیان مانند قرآن از خداوند به نورالانوار یاد شده است می باشد. آتش نیز به عنوان یک نمادی از نور و همچنین قابلیت پاک کنندگی و عنصر پاکی برای زرتشتیان مقدس است و در برابر آتش نماز می گذارند . قابل ذکر است که این نور هر نوری می تواند باشد . حتا از منابع دست ساز انسانی که تولید نور می کنند . اما در صورت وجود نور خورشید یا آتش بیشتر به سوی این 2 نماز گزارده می شود.
امیدوارم پاسخ پرسشتون رو گرفته باشید.برای توضیحات بیشتر به پاره ی زرتشتیان آتش پرست نیستند در آرشیو مطالب پیشین رو آورید.
نمـاز رسمی ترین راه ارتباط فرد با اهورا مزدا و یکی از راههای سپاسگذاری از بخششهای بی کران خداوندی است که در آئین زرتـشتـی عاشقانـه همواره مورد توجه بوده و هر زرتشتـی در اوج پاکی اندیشه روزانـه پنـج بار به نیایش اهورا مزدا می پردازد و ضمن سپـاس و ستـایش اهورا مزدا بر آفریده های نیک خداوندی نیز درود می فرستدو ضمن قدرشناسی خود را به خدا نزدیکتر می گرداند تا از بخشش نیک اندیشی برخوردار گردد و بر نیکی های جهان هستی بیفزاید . . . . .
نمـاز و نیـایش در آئین زرتـشتـی
یزدان پناه باد – دیر زیوشنی شاد باد (در پناه یزدان باشیم- تا دیر زمان به شادی زیست نمائیم )
اشو زرتشت پیامبر باستانی ایران در 1179 سال پیش از شاهنشاهی کورش بزرگ پیام جاودانی یکتا پرستی در جهان راپس از کنکاش و ژرف نگری درونی در میان مردمان آشکار نمود و ایرانیان آریائی را به پرستش یکتا آفریدگار جهان یعنی اهورا مزدا دعوت کردو پس از پشت سر گذاشتن مشکلات و سختی های بسیار سرانجام در دربار شاه گشتاسب بنیاد اجتماعی و مذهبی کیش زرتشتی را به شکل با شکوهی پایه گذاری نمود .
پیام اهورائی اشوزرتـشـت در گاتـها به شکل معجزه آسایی در میان نیایشها ، سروده ها ، تفسیرها و مطالب گرانبهای اوستا که به وسیله موبدان دین برای درک مردمان زمانه گردآوری و حفظ میشد چون گوهری گرانمایه و نگینی بی بدیل پس از هزاران سال رهبری کار آمد اندیشه ، مذهب و شکوه شاهنشـاهی مقتدر ایرانـی در جهان با پشت سر گذاشتن فراز و نشیب بسیار در هجوم دیوسیرتان و انیران از آسیب زمانه و گزند بدخواهان و بدکنشان در امان ماندو بی گزند پهنه اندیشه و زمان را شکافت و بدست ما رسیدو همچنان آوای دل انگیزش در جان جهـان جاری وجاودان واندیشه پر شکوه یکتـا پرستی ایرانیان پاینده و پایدار است و با یک جهان بینی منطقی وروشن و با یک فلسفه قوی و پویا در اوج اقتدار بر بلندای اندیشه بشریت به نظاره جهـان و مردمان آن نشسته و تحسین اندیشمندان را برانگیخته و جان و روح حقیقت جویان را مجذوب خویش ساخته و زمینه را برای یک زندگی خوش ،سالم و پر از آسایش برای مردمان در کنار پرستش اهورا مزدا و احترام به آفریده های سودمند اهورائی فراهم آورده است .
یک زرتشتی با جهان بینی که از اشو زرتشت آموخته ، میداند که در این جهان وظیفه ای سنگین را به دوش می کشد و باید همواره آماده نبرد با بدی ها باشد و ضمن دوری جستن از دروغ و گناه و اندیشه های بد پاسدار ارزشها ، نیکی ها و آفریده های سودمند بوده و ضمن گسترش راستی ، شادی و انجام نیکی ودستگیری نیازمندان و یاری درماندگان همواره ارتباط خود را با اهورا مزدا حفظ نماید .
نمـاز رسمی ترین راه ارتباط فرد با اهورا مزدا و یکی از راههای سپاسگذاری از بخششهای بی کران خداوندی است که در آئین زرتـشتـی عاشقانـه همواره مورد توجه بوده و هر زرتشتـی در اوج پاکی اندیشه روزانـه پنـج بار به نیایش اهورا مزدا می پردازد و ضمن سپـاس و ستـایش اهورا مزدا بر آفریده های نیک خداوندی نیز درود می فرستدو ضمن قدرشناسی خود را به خدا نزدیکتر می گرداند تا از بخشش نیک اندیشی برخوردار گردد و بر نیکی های جهان هستی بیفزاید .
در خصوص آشنایی با نمـاز و نیـایش در آئین زرتـشتـی باید به موارد خاصی اشاره کرد و به دانسته های دسته بندی شده جداگانه ای توجه نمود . نیایشها در آئین زرتـشتـی از پیچیدگی های ظریف زیبایی برخوردار بوده و با یک فلسفه خـاص و منطقی قـوی با یکدیگر در آمیخته تا زمینه را برای پاکی انسان و اندیشیدن ژرف به اهورا مزدا فراهم آورد .
در ارتباط با توضیـح فلسفه و ارتبـاط جزئیات در نیـایشها ژرف نـگری و پاسخگویی فقط از عهده موبدان و اندیشمندان قدرتمندی که در خصوص اوستـا و زیر و بم مطالب مذهبی مرتبط با کلام مقدس گاتـها و همچنین فرهنگ دینی زرتـشتـی اطلاعات کاملی در اختیار دارند ساخته بوده و توضیحات ارزشمند ایشان را طلب میکند . در اینجا مطالب صرفاً تداعی کننده ظاهری نمـاز و نیـایش می باشد و پرداختن به فلسفه این آئین ها بر عهده موبدان اندیشمندی که همواره نگهبان دین بوده اند گذاشته می شود تا گوهر منطق و راز زیبائیهای نهفته در مراسم نمـاز و نیـایش را بیان کنند . در خصوص آداب نیایش مطالب را باید به چند دسته تقسیم کرد :
1 . کتاب مقدس « خرده اوستـا »
2 . نـور ، روشنـایـی و آتـش
3 . روش خواندن نمـاز و نیـایش
4 . اشکال خواندن نمازهای گروهی
5 . مـاه ، روز و گـاه نیــایش
6 . کشتی و سدره ، لباس نیـایش
7 . پـاکـی تـن و اشـو یی روان
« خرده اوستـا »
خرده اوستـا کتاب کوچک و مقدسی است که شامل قطعاتی چون دعاها ، نیایشها و نمازهایی از اوستـای بزرگ است که بهدینان زرتـشتـی همواره در زندگی روزمره جهت انجام تکالیف مذهبی به آن نیاز دارند . این کتاب ارزشمند توسط موبـد موبـدان آذرپاد مهراسپندان در زمان شاهنشاهی شاهپور دوم ساسانی از قسمتهای مختلف اوستای بزرگ جهت انجام مراسم مذهبی عامه مردم از جمله سدره پوشی ، ازدواج ، گرامیداشت درگذشتگان ، برگزاری جشنها و همچنین خواندن نماز و نیایشهای روزانه که مورد استفاده قرار میگرفت تهیه و استخراج شد و به شکل کتاب کوچکی که مورد استفاده همگان باشد دسته بندی گردیدکه شامل سروده های مقدس اشم وهو ، یتااهو ، سروش باج ، اوستای کشتی ، تندرستی ، پیمان دین ، ستایش یکتا خداوند ، صدویک نام خدا و نیایشهای خورشید نیایش ، مهـرنیایش ، ماه نیایش ، آتـش نیایش و نمازهای گاه هاون ، گاه رفتون ، ازیرن گاه ، ایوه سریترم گاه و اشهـن گاه و قطعاتی همچون اورمـزد یـشت ، هفتـن یشت ، اردیبهشـت یشت ، سروش یشت هادخت ، سروش یشت سر شب ، ورهـرام یشت ، آبـزور ، آفرینگان دهمان ، کرده سـروش ، همازور دهمان و آفرینگان گهنبار ، آفرینگان پنجه ، همازور ، فروردینگان و پتت و . . . می باشد . همانگونه که گفته شد هر کدام از این نیایشها به گونه ای ویژه توسط زرتـشتیـان در مراسم ، جشـن ها و یا نمـازها و نیـایشهای روزانـه مـورد استفاده قرار می گیرد .
نور ، روشنایی و آتـش
« آتـش» زیبـا ترین پرتو خداوند با تنـی مینـوی ، که انسـان قادر به درک آن با حواس بشری خود میباشد . پـاک ، روشـن ، زندگی بخش در تمـام اشکال خود ، چه کوچک و چه بـزرگ ، چه در زمین و چه در اوج آسمـان و قلب خورشید . فرایندی پاک و فروزان ، زنده و روشن از گـذر ماده که به سوی مینـو می شتابد و تن پوش گیتی را می سوزاند تا چشم بر مینـو بگشـاید . یـار و یـاور انسان و یـادآور او ،که او نیز باید خویشتن را همچون آتش به اشویی یعنی همان منتهای خواسته اهورائی برساند تا روزی بتواند با سر بلندی همچون آتـش پـاک سر به آسمان بساید و گیتی را با همه دلبستگیهای دلفریبش ترک گفته و حتی خویشتن را از بند جهان دوم یعنی گیتی مینـوی (1) نیز برهاند و از دام و دانه او نیز رها گشته و رو بسوی مینوی مقدس اهورائی نماید و در آن جای گیرد . با رسیدن به انسانیت که اوج خواسته اهـورا مـزدا از انسانی ست که او را آفریده سپاسگذاری ، قدرشناسی و لیاقت خود را به اهـورا مـزدا نشان دهد و ثابت نماید که قدرت درک حقیقت راستین هستی را داشته و لایق پاداش و رسیدن به مینوی مقدس اهورائی بوده است . در اینجاست که باز میتوان ژرف بینی آریایی را در اندیشه پیام آور اهـورا مـزدا به وضوح مشاهده کرد و از اینکه اشـو زرتـشت اینچنین مدبرانه اندیشه های انسانی را رهبری کرده و اینچنین هنرمندانه ژرفنای ماهیت گیتی و مینو را دریافته و او نیز همانندهنجار حاکم بر هستی که در آن کل کائنات گرمی آتـش و نور و روشنایی ستارگان را نقطه پرگار زندگی خویش قرار داده اند ، آتـش این پرتو پاک خداوندی را پرستش سوی و نماد نیایش های خود ساخته و در جان آتش پاکی مینوی اهورایی را احساس کرده بی اختیار اندیشه پاک حقیقت جوی به سوی او کشیده میشود تا از این چشمه شراب هزاران ساله جامی آتشین را به کام اندیشه تشنه خویش بکشاند و از گرمی این شراب عارفانه در راز و نیازهای عاشقانه به درک هستی و حقیقت محض دست یابد .
یک زرتـشتـی همواره به سوی روشنایی ایستاده و نماز خود را به درگاه اهورا مزدا تقدیم میکند ، چنانکه برای خواندن نماز لزوماً به سمت آتش نمی ایستد بلکه رو به سمت روشنایی خورشید یا مـاه نموده و از روشنایی آنها جهت پرستش سوی برای خواندن نماز و سپاس و ستایش اهورا مزدا استفاده میکند و در صورت نبودن خورشید به طرف نور و روشنایی آتش می ایستد .
روش خواندن نمـاز و نیـایش
نماز و نیایش در آیین زرتشتی به سه طریق خوانده میشود :
- خوانـدن با صدای بلنـد
- خواندن به صورت زمزمه یا واج
- خواندن با منشن یا اندیشه بدون اینکه زمزمه ای شنیده شود .
ستایشهایی که به زبان اوستا است باید با آواز بلند و قسمتهای پازند را باید به زمزمه خواند . ستایش با منشن فقط به هنگام نام بردن در تندرستی یا مواقع دیگری که خواندن نیایش واجب نیست صورت میگیرد . نمازها و نیایـشها را میتوان به صورت ایستاده و یا نشسته خواند ، اما توصیه شده خواندن سروش باج و کشتی به صورت ایستاده انجام شود .
شکل های خواندن نمازهای گروهی
خواندن نماز و نیایش به شکل گروهی یا همازور شدن در ستایش بر سه گونه میباشد :
- موبـد قسمتی از اوستا را خوانده و دیگران آن را تکرار میکنند .
- گروهی یک قسمت از اوستا و یا نیایش را با هم با صدای بلند می خوانند .
- ضمن خواندن اوستا توسط چند موبد دیگران بی صدا با حالت واج گوش داده و آن را زمزمه میکنند .
نیایش های گروهی معمولا به هنگام حضور دسته جمعی بهدینان در زیارتگاهها و همچنین آتشکده و مراسم گهنبار و . . . انجام میشود .
مـاه ، روز و گـاه نیــایش
در تقسیمات مذهبی زمانی آیین زرتشتی سال به دوازده ماه و هر ماه به سی روز و هر روز به پنج گاه تقسیم شده است که این ماهها و روزها با نامهای مخصوص به خود مشخص میشوند . ماهها به ترتیب : فروردین، اردیبهشت ، خورداد ، تیر ، امرداد ، شهریور ، مهر ، آبان ، آذر ، دی ، بهمن و اسفند نام گذاری شده است . (در یازدهم فروردین 1304 بنا بر تصویب مجلس شورای ملی در تقویم رسمی کشور از نامهای ایرانی سالنمای اوستایی استفاده شد و از آن زمان نام ماههای زرتشتی و تقویم رسمی کشور یکی شد.) همچنین هر روز از ماه در بین زرتشتیان به یک نام خوانده میشودکه نخستین روز ماه ، به نام اورمـزد آغاز و پس از آن با نام امشاسپندان ادامه می یابد بهمن ، اردیبهشت ، شهریور ، سپندارمذ ، خورداد ، امرداد و پس از آن با نام ایزدان دی به آذر ، آذر ، آبان ، خور ، ماه ، تیر ، گئوش در دسته اول و دی به مهر ، مهر ، سروش ، رشن ، فروردین ، ورهرام ، رام ، باد در دسته دوم و دی به دین ، دین ، ارد ، اشتاد ، آسمان ، زامیاد ، مانتره سپند و انارام در دسته سوم . در سرآغاز هر یک از این دسته ها نام دی به معنی آفریدگار جای گرفته که سه مرتبه تکرار میشود .به همین علت برای متمایز ساختن آنها از یکدیگر این روز های دی به همراه نام روز بعد خود مشهور میباشند .همچنین پنج روز باقیمانده پایان سال که به بهیزک یا پنجه معروف می باشد به ترتیب با نامهای اهنود ، اشتود ، سپنتمد ، وهوخشتره و وهیشتواش نامیده می شود .
توضیحات بالا به این منظور ارائه گردید که در پایان نماز و به هنگام خواندن برساد لازم است تا نام روز و ماه و همچنین گاه بجای آوردن نماز ذکر شود . بنا بر این در آغاز نیایش نماز گزار باید نام روز و ماه را دانسته تا در پایان نماز ، برساد را به نام گاه مورد نظر بخواند . همچنین به هنگام خواندن سروش باج یا لابه لای نیایش های دیگر قطعات مخصوص که مربوط به گاه خواندن نماز است خواسته می شود که باید مطالب ویژه گاه مورد نظر خوانده شود . در این میان روز نیز که به پنج قسمت تقسیم شده با نامهای مخصوص به خود خوانده میشود: هاون ، رفتون ، ازیرن ، ایوه سریترم ، اشهن .
. گاه هاون : از برآمدن آفتـاب تا نیمـروز میباشد .
. گاه رپتون : از نیمروز تا سه ساعت پس از نیمروز میباشد ، با توضیح اینکه از روز اورمزد و آبانماه یعنی آغاز زمستان بزرگ (مطابق با بیست و پنجم مهر ماه تقویم رسمی ) تا پایان سال گاه رپتون نداریم و خواندن گاه رفتون جایز نیست . گاه هاون در این روزها از برآمدن آفتاب تا سه ساعت پس از نیمروز میباشد ، یعنی عملا با کوتاه شدن طول روز گاه هاون جایگزین گاه رفتون میشود .
.گاه ازیرن : از سه ساعت پس از نیمروز شروع و تا غروب خورشید ادامه می یابد .
.سروثرم گاه : با غروب خورشید و پیدا شدن ستاره آغاز و تا نیمه شب ادامه می یابد .
. گاه اشهن : از آغاز نیمه شب تا برآمدن آفتاب است . برساد در گاه اشهن بنام روز قبل خوانده میشود یعنی عملاً آغاز روز از بر آمدن آفتاب در گاه هاون در نظر گرفته میشود .
به هنگام آغاز گاه موبد آتـشکده ، ضمن خواندن اوستا در مقابل آتـش با به صدا در آوردن زنگی که در آتشگاه و در کنار آفرینگانی آتـش قرار دارد آغاز گاه تازه را به نمازگزارانی که در آتـشکده هستند اعلام میکند .
زرتشتیان خصوصاً در روزهای اورمزد ، اردیبهشت ، آذر ، سروش ، ورهـرام و همچنین دی به آذر ، دی به مهر و دی به دین به آتـشکده رفته و به نیایش اهورا مزدا میپردازند ، همچنین در روزهای اردیبهشتگان و آذرگان مراسم جشن در آتشکده برگزار میگردد ، هر ساله ضمن برگزاری جشن اردیبهشتگان آتش آتشکده با آتش طبقات مختلف مردم « مس» میشود .
در اینجا به جزئیات و نکات ریزی که همواره به هنگام خواندن نیایشها ، مرتبط با گاه و زمان نیایش میباشد و باید به آنها توجه نمود اشاره میشود . نیایشهای روزانه را نباید نزدیک پایان گاه شروع کرد به طوری که گاه بعدی آغاز شود اما در خواندن اوستاهای بزرگ اگر گاه تمام شد برساد را باید به نام گاه قبلی خواند .
بهترین زمان برای نیایش یک ساعت پس از نیمه شب در اشهن گاه و سپس در گاه هاون و همچنین یک ساعت پس از آغاز سروثرم گاه تا دو ساعت پس از آن میباشد که این ساعات بهترین زمان برای نیایش توصیه شده است .
در آغاز روز پس از خواندن اوستای بایسته ، باید خورشید نیایش و مهر نیایش با هم خوانده شود و باید توجه نمود که خواندن هر یک از این نیایش ها یکی بدون دیگری جایز نیست ، همچنین این نکته که خواندن خورشید نیایش ، مهر نیایش و آبزور در پیش آتش آتشکده ناروا ست ، در ضمن این نیایشها و خورشید یشت ، مهریشت و آبان یشت را در شب یعنی گاههای سروثرم و اشهن نباید خواند .
اوستا های گاه هاون ، رفتون ، ازیرن ، سروثرم و اشهن گاه که هر یک به طور جداگانه قطعاتی از خرده اوستا را به خود اختصاص داده اند را باید در گاه مخصوص به خود خواند .
ماه نیایش را فقط در شب یعنی از آغاز گاه سروثرم تا پایان اشهن گاه میتوان خواند . سروش یشت سر شب فقط در سروثرم گاه تا سه ساعت از شب گذشته خوانده میشود و در هنگامی دیگر خواندنش جایز نیست . در سر شب آتـش نیایش باید پس از سروش یشت سر شب و در حضور آتـش خوانده شود .
خواندن یزشنی و آفرینگانها بجز آفرینگان رپتون در گاه هاون و خواندن وهیشتواش گاه در روز توصیه شده است ، خواندن اهنود گاه یایشت گاهان برای تندرستی چند روز پشت سر هم و خواندن پتت در ده روز پنجه و روز اورداد (کبیسه یا بهیزک) و سه روز نخست درگذشتگان جایز نیست . (مجموعه سخنرانی های موبد شهزادی – مهرانگیز شهزادی ، صفحات 65 تا 72 )
کشتـی و سـدره لباس نیـایش
سدره پیراهنی است گشاد با آستینی کوتاه و بدون یقه که از 9 تکه پارچه که در گذشته از جنس پشم ، پنبه و یا ابریشم دوخته می شد ، اما در حال حاضر سدره معمولاً از پنبه تهیه میشود . سدره در جلو از گریبان به پایین چاکی دارد که تا به سینه میرسد و در انتهای آن کیسه کوچکی قرار گرفته که به عقیده زرتشتیان مومن و معتقد کیسه کرفه نامیده میشود و معتقدند که کنشهای نیک و سودمندی که در زندگی روزمره از آنها سر میزند در آن جای گرفته و ذخیره میگردد . سدره لباس ویژه پاکی است که نشان بندگی اهـورا مـزدا است و یک زرتـشتـی موظف است در تمام لحظات بجز مواقع خاص آنرا به تن داشته باشد .
سدره پوشی معمولا در بین 7 تا 15 سالگی طی مراسمی که توسط موبد انجام میشود صورت می گیرد و پس از آن فرد رسماً در جامعه مذهبی پذیرفته میشود و همواره باید کشتی و سدره را به تن داشته باشد و نمـازهای روزانه را بجای آورد . کسی را میتوان زرتـشتـی مومن و واقعـی بشمار آورد که سدره پوشیده و کشتی بسته باشد.
کشتی بندی است باریک و بلند که از 72 نخ پشم گوسفند توسط زن موبد بافته میشود . این 72 نخ را هنگام بافتن به شش قسمت که هر یک دارای دوازده رشته است تقسیم میکنند و به هم می بافند . عدد هفتاد ودو کنایه از هفتاد و دو فصل یسنا است و عدد دوازده اشاره به دوازده ماه سال و عدد شش اشاره به شش گهنباردارد ، سه دور بستن کشتی به دور کمر و بر روی سدره اشاره به سه بنیاد آئینی دین اشو زرتـشت یعنی اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک دارد و پیوسته آنرا یادآوری می کند .
کشتی را باید همواره پیش از خوردن غذا یا پس از آن و همچنین قبل از خواب و بعد از بیدار شدن و پیش از رفتن به آتـشکده و آتـش ورهـرام (2) و خواندن اوستـا و نمـازهای روزانه نـو کـرد .در ضمن برای پاکی تن باید پس از استحمام کشتـی نـو شود . برای کشتی نو کردن شخص باید پس از شستن دست و روی ، به هنگام خواندن سروش باج وقتی به « نمس چایا آرمی تش ایجاچا » میرسد کشتی را باز کرده و پس از اتمام سروش باج به خواندن اوستـای کشتـی بپردازد و در حین سرودن اوستـای کشتـی به ترتیب زیر دوباره کشتی را بر روی سدره به کمر ببندد که این کار همواره باید در حال ایستاده انجام شود .
ابتدا دو سر کشتی را در دست گرفته و ضمن خواندن اوستای کشتی پس از رسیدن به جمله « شکست اهریمن باد» باید با دست راست سه بار بر روی دست چپ زد ، سپس در ادامه وقتی« مس و وه وفیروزگر باد » خوانده میشود باید وسط کشتی را پیدا کرد وکشتـی را بوسید و پس از « خشنوتره اهورهه مزدا » دوم بهنگام خواندن اشـم وهو کشتـی بدور کمر میزان می شود . در ادامه سرایش اوستای کشتی در یتااهووئریو اول در « شیوتنه نام » در قسمت جلو با دست راست گره اول زده میشود و عیناً در یتـااهووئریو دوم در « شیوتنه نام » در قسمت جلو با دست چپ گره دوم زده میشود . خواندن اوستا ادامه پیدا کرده و در هنگام خواندن اشم وهو در « استی اشتا» گره اول با دست راست در پشت سر زده میشود و در « استی اشتا» دوم ، گره دوم با دست چپ در پشت سر زده میشود . مابقی اوستای کشتی تا به آخر خوانده میشود و بدین شکل کشتی نو کردن به پایان می رسد .
نیایش کشتی دارای دو قسمت پازند میباشد که بخش اوستـایی آن در میانه قرار گرفته است . در ادامه مطالب مرتبط با لباس نمـاز باید اضافه کرد که به هنگام خواندن نیایش سر باید پوشیده باشد و چنانچه نمازگزار تا سه گام نزدیک آتـش ایستاده باشد باید دهان خود را نیز با پارچه ای بنام پـنام بپوشاند .
پـاکی تن و اشـویی روان
کلیه مطالبی که باید در خصوص آشنایی با چگونگی خوانـدن نمـاز و نیـایش در کیش زرتـشتـی مورد توجه قرار گیرد از نظر گذشت و مفاهیم و اشکال ظاهری مراسم بیان شد . در آخر بطور خلاصه می توان اینگونه عنوان کردکه یک زرتشتی پس از مراسم سدره پوشی بطور رسمی به جمع زرتشتیان می پیوندد و از آن پس همیشه با پاکی تن که با خواندن اشم وهو ، یتااهو وسروش باج به هنگام استحمام و کشتی نو کردن پس از آن حاصل میشود باید نمازهای روزانه خود را بجای آورد و از بر آمدن خورشید در بامداد که از خواب بر می خیزد ، پس از شستن دست و روی با سری پوشیده در مکانی که تا هفت قدم از هر سوی پاک میباشد رو به سوی روشنایی ایستاده و ضمن گذاشتن خوشبوهایی همچون چوب صندل ، کندر و اگربتی و . . . بر آپریگون (آفرینگان) (مجمر آتش) با نو کردن کشتی نماز خود را آغاز میکند و در ادامه با خواندن نیایشهایی از کتاب خرده اوستا همچون اشم وهو ، یتااهو و دیگر نیایشها به سپاس و ستایش اهـورا مـزدا و آفریده های نیک و سودمند اهورایی می پردازد و در پایان پس ازخواندن تندرستی ، پیمان دین و ستایش یکتا خداوند با خواندن بـرسـاد نماز و نیایش خود را با ذکر نام ماه ، روز و گـاه مورد نظر به درگاه اهـورا مـزدا تقدیم میکند . این عمل در طی شبانه روز پنج مرتبه تکرار میشود .
در حال حاضر کسانی که خواندن خرده اوستا را بطور صحیح فرا نگرفته اند و یا زمان کافی برای نیایش در اختیار ندارند ، ضمن پاکی تن و اشویی روان با خواندن 3 تا 7 مرتبه اشم وهو و یتااهو با سری پوشیده ، رو به سوی روشنایی یا آتـش ، نمـازهای بایستـه خود را بجای می آورند . ضمنـاً برای جایگزینی خوانـدن دیگر قسمتهای خرده اوستا جدولی وجود دارد که بر اساس آن با خواندن تعداد مشخصی اشم وهو و یتااهو و در پایان ، برساد همانند خواندن همان نیایشها بهره لازم برای نمازگزار حاصل می گردد .
یک زرتـشتـی در کنار نیایشهای روزانه در طی سال با برگزاری جشن های ماهیانه و داد و دهش در شش چهره گهنبار و برپایی نوروز و جشن سده و رفتن به آتـشکده و آتـش ورهرام ، شاه ورهرام ایزد و زیارتگاههای دیگر در روزهای ویژه وگرامیداشت در گذشتگان در پرسه های همگانی ، تلاش میکند تا پـاکی تن و اشـویی روان خویش را همواره حفظ نماید و نیکی و پـاکی را در جهان گسترش دهد ، چنانکه هر زرتـشتـی پیوسته این آیه از گاتـها را با خود زمزمه میکند :« ات چا توئی وام خیاما یوئی ایم فرشم کرنئون اهوم مزدائوس چا اهورا ئونگهو آ مویسترا برنا اشا چا هیت هترا منائو بوت یترا چیس تیش انگهت م اتا . »
ای اهـورا مـزدا ، بشود در زمره کسانی باشیم که جهان را ، به سوی آبادانی و پیشرفت و مردم را به سوی رسایی و خوشبختی رهنمون می سازند . اهنود گات – یسنا هات 30 بند 9
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
انسان اندیشمند و آگاه باید با درک حقیقت راستین ، هدف بزرگ خود را رسیدن به مینوی اهورائی قرار داده وبرای رسیدن به فروزه های پاک اهـورائی تلاش کند تا در روز واپسین لیاقت همپرسگی بااهـورا مـزدا را دارا باشد و به آفریدگار خویش بپیوندد .....
زیارتگاه (نیایشگاه/پیر) نارکی
روز مهر تا ورهرام- شانزدهم تا بیستم از امرداد ماه باستانی ( 12 تا 16 امرداد خورشیدی)
زیارتگاه پیر نارکی در 58 کیلومتری جنوب شرقی شهر یزد بر دامنه کوه بلندی کوه تجنگ نزدیک دره زنجیر و یا در نزدیکی تفت ، از دره گیگون واقع است. آورده اند که پناهگاه عروس فرمانده پارس که نامش نازبانو میباشد را این مکان مقدس در خود گرفته است .نازبانو بر بیابانگری روشن بین نمایان شده و او را در بنیاد پیر نارکی فرمان می دهد. زرتشتیان در روزهای ویژه ی زیارت نارکی در این مکان با گردهم آمدن به نیایش اهورامزدا می پردازند. همه ساله در این مکان مقدس جشنواره فرهنگی ، دینی به همراه اهدای جوایز به دانش آموزان و دانشجویان ممتاز زرتشتی سراسر ایران و جهان برگزار می گردد.
موبد شهمرادان درباره ی پیر نارکی چنین نگاشته است:
{ صاحب پیر را نام نازبانو است ، می گویند عروس فرمانروای پارس بوده است . پس از تسلط اعراب بر آن سرزمین و پیمودن راه کوه و صحرا به دیه خراشه نزدیک تفت یزد می رسد . چون دشمن را دنبال خود می بیند به طرف دره زنجیر پیش رفته و از کوههای بلند آنجا بالا می رود . با استغاثه و ناله ها راه نجاتی فرا پیش نمی آید . از سمت دره ی گیکون پس از نفرین از کوههای بی بار و بی پناه پایین می رود و به کوه مشهور نارکی می رسد. با نزدیک شده دشمنان به واسطه پاکی و دل سوزان از توانایی ایزد بی چون و چند ، در دل آن کوه از دیگان ناپدید می گردد . بعدها در آن کوه خشک و بی آب علف و بی بار و درخت ، چشمه آب زلالی جاری می شود و اطراف آن را سبز و خرم می گرداند .بیابنگردی به آنجا می رسد و در کنار چشمه آب ، خوابش می برد . رویایی دال بر ساختن زیارتگاه در آن محل را می بیند و به مورد عمل می گذارد . امروز پیر نارکی زیارتگاه معروف است. }
** البته زیارتگاه و مفهوم آن نزد زرتشتیان با آنچه که امروزه در بین مسلمانان می بینیم بسیار متفاوت است . نزد زرتشتیان این زیارتگاهها فقط به سبب لطف یزدان به بندگانش مقدس بوده و در آنجا چیزی از اهورا مزدا را ستایش نمیکنند و این افراد را چون خداوند نظری به آنها افکنده محترم می شمارند و در این زیارتگاهها فقط جایگاه این افراد ستوده شده و به هیچ عنوان آنها را پر ارزشتر از سایر افراد نمیپندارند مگر در نگرش لطف ایزدی به آنها و این امکن جایی هستند برای همگرایی بهدینان**
این زیارت از امروز آغاز شده و این نیکی نصیب من نشد که در این گردهمایی بزرگ در یزد حاضر باشم . از اینجا به همه همکیشان زیارت قبول گفته و پایندگیشان را از یزدان بزرگ خواستارم.
در اواخر دوره ی ساسانیان ، شیرازه ی سلطنت به علت اختلافات داخلی و اقدامات ظالمانه شیرویه از یک طرف و در فشار قرار گرفتن طبقه ی زیر دست وناراضی شدن مردم از طرف دیگر در حال از هم پاشیدن بود .از آنجا که نسل ذکور ساسانی از بین برده شده بود و تنها یزدگرد سوم به نام (( خسرو )) و به شکل ناشناس در استخر زندگی می کرد لذا با راهنمایی موبد موبدان و سران لشکری و کشوری به مدائن آورده شد و او را به عنوان شاهنشاه به تخت نشاندند.
یزدگرد در مدت 20 سال سلطنت خود ، چندان موفق به اصلاح امور کشوری که در اثر جنگهای پی در پی با خارجیان ، خزانه اش تهی و مردمانش خسته شده بودند ، نشد . از طرفی قدرت طلبیهای اطرافیان حکومت ، اعمال تبعیض و بروز محرومیتها که عامل آن مسئولین حکومتی بودند موجودیت و استقلال کشور را به خطر می انداخت.مردم نیز روز به روز ناراضی و سرکش می شدند. سپاهیان روحیه ی خود را از دست داده بودند و با یکی دو شکست از خارجیان کاملا سرخورده شدند و شهرهای ایران یکی پس از دیگری سقوط نمود و اندک دلیر و از جان گذشتگانی هم که مقاومت می کردند کاری از پیش نبرده و نتوانستند آب رفته را به جوی بازگردانند و سرانجام با کشته شدن یزدگرد سوم به دست آسیابانی طماع ، حکومت ساسانیان و به عبارتی فرمانروایی زرتشتیان بر این مرز و بوم به پایان رسید و شوربختانه ایران به دست اعراب فتح شد.
قبل از فروریختن حکومت ساسانیان ، یزدگرد برای حفظ جان خانواده خود نقطه ای متروک و کویری که آن روز جلب توجه نمی کرد و امروز یزد نام دارد (این نام از نام یزدگرد به جا مانده است) جایگاهی تهیه و خانواده خود را که عبارت از دو پسر (هرمزان و اردشیر) و پنج دختر ( نیک بانو ، ناز بانو ، پارس بانو ، مهربانو ، شهربانو ) و همسرش کتایون و مروارید نامی ( هریش به چم خدمه است ) در آن مسقر نمود. پس از سقوط حکومت ساسانیان خانواده یزدگرد برای دور ماندن از امواج حوادث ترک دربار و دیار نموده و هر یک به گوشه ای و خلوتگاهی پناه بردند و دست نیاز و درگاه پروردگار بخشنده بردند و از آستانش طلب رحمت و استعانت نمودند و خدای یاری دهنده درماندگان ، استغاثه آنها را پذیرفت و دریچه رحمت خویش را به رویشان گشود و سعادت جاودانه را بهره آنها ساخت.
کتایون و اردشیر به کوهی که هم اکنون نارستانه میخواننش پناه برده و غایب گردید.
پارس بانو و مهربانو به طرف غرب یزد متواری شدند . مهربانو به سمت عقدا رفت و به خاطر گرسنگی و تشنگی در عقدا فوت نمود و وی را در گوشه ی باغی دفن نمودند و هنوز هم در آن محل شمعی روشن می شود و به نام باغ مهر یا مزرعه ((مهر)) شناسه است و داستان مهر بانو زبانزد مردم آن دیار است.
پارس بانو (خاتون بانو) در کوهی که هم اکنون به نام زیارتگاه پارس بانو شناسه است غایب گردید.
نیک بانو به اتفاق مروارید که کنیز بوده در بیابان از هم جدا شده ، نیک بانو به سمت شرق یزد رفت و در 37 کیلومتری ارکان به کوهی رسید و از خدا نالید و به امر حق در آن کوه غایب گردید و امروز به پیر سبز (چکچکو) شناسه است که مشهورترین زیارتگاه زرتشتیان است و هر ساله زرتشتیان از روز اشتاد و خورداد ماه ( 24 خورداد ) تا روز انارام و خورداد ماه ( 28 خورداد ) از سراسر دنیا گرد هم می آیند و به راز و نیاز با معبود خویش می پردازند.
مروارید نیز به سمت شمال در 17 کیلومتری اردکان در کوهی غایب و زیارتگاهی به نام (( پیر هریشت )) برای وی شناسه است.
هرمران و شهربانو نیز بی شرمانه و به فجاعت اسیر شده و به عربستان برده شدند و هرمزان برده و شهربانو کنیز افرادی شدند که اصالتا سوسمارخور و بیابانگرد بوده اند!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در ارتباط با سایر سایر مکانهای متبرکه زرتشتیان در اطراف یزد :
در کوهسارهای اطراف و حوالی یزد چندین زیارتگاه موجود است که وابسته به پارسیان یا زرتشتیان می باشد . حتا در دیه های زرتشتی نشین هم زیارتگاههای کوچکی هست به نام پیر که در روزهای مبارک در آنجا شمع و چراغ می افروزند.( کاری که امروزه مسلمانهای ایران بدون دقت به پیشینه آن فقط تقلید میکنند به علت تقدس نور نزد زرتشتیان از آنان به جای مانده است ) و سورک و سیر وسداب درست می کنند و به نذر و نیاز می پردازند.
در شریف آباد چندین پیران و جایگاه متبرک موجود است که ویژه زرتشتیان می باشد و مردم در آنجا چراغ می افروزند و نیاز به جا می آورند . از آنهاست پیر شاه اشتاد ایزد و پیر شاه تشتر ایزد .
ناز بانو ( نارکی ) به سمت جنوب یزد متواری شد و در کوه تجنگ غایب گردید که هم اکنون آن محل به نارکی شناسه است.
هر زیارتگاه در زمان فرا رسیدن روز زیارتش بطور کامل شناسه خواهند شد...
درود بر بزرگ آموزرگار و اسطوره اخلاق زرتشت، و درود بر کورش کبیرآموزگار مردم سالاری.
درود بر شما که سالیان سال با رنج و مشقت آئین اهورایی را حفظ نمو دید و امروز نیز بر آن هستید. درود بر همه ایران از هر قوم و هر مذهبی . همه ادیان محترم هستند . همه ادیان و اقوام قابل نقد هستند و هر کدام از آنها در طول تاریخ هم باعث خیر شده اند و هم مبلغین آنها اشتباهاتی داشته اند که عمدی نبوده است . و اما امروز خطاب من به شماست. عمری از من گذشته و آفتاب لب بام هستم ، فرصتی شد تا به فرزندان سری بزنم ، وگرنه حال و حوصله اینترنت و وارد شدن دوباره به مباحثی که سالیان سال در کتابها جستجو نمودم را ندارم ، امروز همان مطالب با اندکی تغییر و گاهی هم مطالب مشابه و نو به صورت صفحات زیبای کامپیوترها ظاهر می شوند. ولی فرصتی پیش آمد تا سری به فرزندان بزنم و با نوه ها گپ بزنیم . دخترم را دیدم که وارد سایت امردادگان شده و با شیفتگی تمام بند بند آن را مطالعه می کند نه یک روز و یک ساعت بلکه ساعتها . نه او بیکار نیست او گمشده ای دارد که من داشتم و هیچگاه او را نیافتم . او دانشجوی کار شناسی ارشد معماری است و پدر بزرگ فرسو ده اش هم سالیان سال در دانشگاه و کتابخانه ها به عنوان محقق در رشته شیمی عمری را گذرانده است . آنچه مرا وادار کرد که امروز با شما سخن بگویم شاید وضعیتی بود که در این دختر جوان علاقمند ایرانی دیدم . از او پرسیدم دنبال چه هستی پدر جان به من جواب می دهد در باره دین زرتشت تحقیق می کنم . طبیعی است در رشته تحصیلی اش از شکوه ایران باستان مطالبی را خوانده است و امروز در جستجوی بستر مذهبی و اجتماعی آن بر آمده . من متاثر شدم چون می دانستم که راه به جایی نخواهد برد ، شیفته آئینی خواهد شد که کسی او را نخواهد پذیرفت . سا عتها با او بحث کردم ولی نشد او را قانع کنم ، کنجکاو است من هم باید به او حق بدهم. بنظرم رسید که در همین سایت که الان باز است نامه ای خطاب به موبدان گرامی زرتشت که تنی چند از آنها را می شناسم بنویسم و توصیه هایی به آنها بنمایم. خواه پند گیر و خو اه ملال !! چرا اینقدر جوانان ایرانی در جستجوی مذهب هستند. خوب بی دین باش چه ایرادی دارد .! این ذات ایرانی است ، ایرانی خدا پرست است ، ایرانی در جستجوی حقیقت است . این همان روح بزرگ زرتشت است که در جای جای ایران بزرگ نقش خود را ایفا می کند. این همان تاثیر عملکرد کورش بزرگ است . ولی این کافی نیست. دوستان گرانقدر من. من در دانشگاه هم اگر چه شیمی به این مسائل ارتباطی نداشت ولی در بین دانشجویان می دیدیم که این بحث و جدلها وجود دارد. و نباید سرگردان رها شود در غیر این صورت شما هم باید در پیشگاه اهورایی جوابگو باشید . فرزندان من که در این بحثها شرکت می کنند از همه جای ایران و از همه اقشار هستند. اگر دوستی امروز بحث عرب و عجم را مطرح کند کار درستی انجام نداده و اگر بحث مسلمان و غیر مسلمان را هم مطرح کند بازهم کار درستی نکرده است و قطعا" از دوستداران زرتشت نیست . بحثهایی مثل عرب ستیزی و این قبیل بحثها اثرات مخرب دارد. باید بپذیریم اگر اعراب به ایران حمله کردند و اگر از سوی مسلمانان مورد تاخت و تاز قرار گرفتیم خودمان هم مقصر بودیم هرچند رفتار وصف نشدنی اعراب آن زمان هم در تاریخ بی سابقه بو ده است ولی عرب امروز عرب دیروز نیست عجم امروز هم عجم دیروز نیست. زرتشتی امروز ما هم زرتشتی دیروز نیست که در راه حفظ دین و ائینش سختی به خود بدهد و روانه هند و دیگر کشورها بشود و یا مثل شما در ایران طاقت آورد و دین خود را حفط کند. یک روز من با آقای نیکنام صحبتی داشتم از قدیمها و از مدرسه می گفت خاطراتی تعریف می کرد که دل هر بشری را بدرد می آورد . البته بحث بحث دوستانه بود و نه تبلیغ دین . امروز جوان مسلمان زرتشتی هم گلایه هایی دارد که اگر راحت تر با او برخورد شود راحتتر حرفش را می زند. جوان مسلمان زاده ایرانی هم به حدی از بلوغ رسیده که نمی شود با زور دینی را به او تحمیل کرد . پس اوضاع بکلی عوض شده و لازم است موبدان عزیز هم در واکنشهایشان تغییر ایجاد کند . جای خوشبختی است که دین و آئین راستی بر همین اصل بنا گذاشته شده است و با علم روز باید مطابقت داشته باشد. مثلا" در گذشته مرده ها را دفن نمی کردند ولی امروزه به دلایل اجتمایی آنها را دفن می کنند . این کار پسندیده ای است. حتما" حضورا" خدمت آقای دکتر نیکنام خواهم رسید و با ایشان مفصل صحبت خواهم نمود ولی اگر مجالی بود و از آلمان زنده برگشتم . شما دوستان بهتر است حساسیتها را کنار بگذارید . سمینار تشکیل بدهید . در تاجیکستان چند وقت پیش سمیناری تحت نام بزرگداشت آئین زرتشت بود انعکاس بسیار خوبی داشت. شما هم از این کارها بکنید . به جوانها اجازه بدهید به آتشکده ها بیایند. آیا شما رسما" از دولت جمهوری اسلامی اجازه ندارید به این منظور ؟ که یقین دارم چنین چیزی نیست. شما امروز آزادی هایی دارید که در صد سال گذشته نداشتید. و این فرصت خوبی است . اگر عنوان میشود که تعداد زرتشتیان اندک هستند حرف درستی نیست و اگر عنوان می شود تعداد مسلمانان ایران هم مثلا" 60 میلون ویا بیشتر هستند هم حرف درستی نیست. این آمار کذب است . شما باید اجازه ورود به دینتان را بدهید بی شک این آمار تغییر خواهد کرد نه در ایران بلکه در دنیا . براستی در این احمال کاری شما مقصرید و باید در پیشگاه پروردگار جوابگو باشید. اعتقادات شما به راستی و درستی از ما متقن تر است اعتقاد شما به پل صراط همان است که مسلمانان دارند . من گاتها را با صدای آقای نیکنام هر روز گوش می کنم و با ایمان به اینکه شما باید در نزد یزدان جوابگو باشید خدمتتان عرض می کنم در این مورد تجدید نظر کنید . تصمیم در این خصوص سخت تر از تصمیم دفن مرده ها نیست . طبیعی است که در بین موبدان هم اختلاف نظر و جود دارد ولی حل شدنی است . در غیر این صورت باید شاهد از بین رفتن تدریجی تفکر زرتشت باشیم. من در همین جا از مدیر ارجمند این سایت می خواهم موضوع را رسما" به موبدان عزیز منعکس نمایند و پاسخ را در این قسمت بگذارند......
انجمن موبدان اقدام به تشکیل کلاس اوستا؛ خط اوستایی ؛ زبان پهلوی ؛ جهان بینی زرتشتی و شاهنامه خوانی نموده که هر آدینه در محل سازمان فروهر تشکیل می شود کلیه همکیشان از هر سن و تحصیلات می توانند در کلاسها ثبت نام کنند.
برای آگاهی بیشتر با سازمان جوانان زرتشتی تماس حاصل فرمایید.
تدریس خرده اوستا توسط موبد فیروزگری انجام می شود
فیروز کاشانی ملقب به ابولؤلؤ زاده شده نهاوند پس از شکست ایران در جنگ نهاوند غلام مغیره بن شعبه شد در مدینه به اسارت و بندگی به سر می برد. صاحبش مغیره مطالبه ی روزی دو درهم از او می کرد.چون استطاعت پرداخت این مبلغ را نداشت به عمر خلیفه ی دوم شکایت کرد.عمراز او پرسید چه هنری داری گفت آسیاب بادی می سازم .خلیفه گفت دو درهم در روز پول زیادی نیست! ، یک آسیاب بادی برای کارهای بیت المال بساز. فیروز گفت برای خلیفه آسیابی می سازم که تا دامنه ی قیامت در گردش باشد!!!! و پس از گفتن این سخن فیروز بر خلیفه هجوم برده و او را به ضرب خنجر بکشت.
....امیدواریم در آن جهان باقی پاسخگوی وحشیگری و غارت و چپاول خویش باشد
سخن از عاشورا رفت و جماعت بی وقفه به عزا نشسته... به یادم آمد که هنوز انگار بی خبریم که چه برسر ما و سرزمینمان آمده.... *افسوس که کاشانه به دشمن بسپردند آن قوم که بیگانه و بیگانه پرستند.....! *
باور بسیاری از مسلمانان این است که شهربانو دختر یزدگرد ساسانی همسر امام حسین ) ع) بوده و گاه حتی به این مسئله افتخار هم می ورزند که حسین (ع) داماد ایرانیان بوده است و بنابراین بعد از کشته شدنش ایرانیان بسیار غمگین شده اند و هر سال مراسم عزاداری برپا می کرده اند.
و اما حقیقت چیست ؟ آیا واقعا حسین (ع) شوهر شهربانو بوده و یا این داستان ساخته و پرداخته ی ذهن "شعوبیون"(۱) است ؟علامه مجلسی در بحار الانوار (ج۱۱-ص۴) می گوید: "مادر امام سجاد(ع)، شهربانو دختر یزدگرد ساسانی بوده است که در زمان عمر و در جنگ های ایران و اعراب اسیر و به مدینه آورده شد. از او تنها یک پسر به دنیا آمد که سجاد (ع) است."
در این قصه تصریح شده است که شهربانو از اسرای مدائن است و عمر قصد داشت او را بکشد و حضرت امیر (ع) نجاتش داد. پیداست سازندگان این داستان که ایران پرستان بودهاند خواسته اند علی را در برابر عمر که دشمن ساسانیان و شکست دهندهی سپاه یزدگرد است، طرفدار ساسانیان جلوه دهند ولی متوجه نشده اند که اگر سجاد (ع) نوهی یزدگرد است و دختر شهربانو، پس باید حسین (ع) در سال ۱۸ ازدواج کرده باشد (در سن 15 سالگی) در حالی که سجاد (ع) در سال ۳۸ متولد شده است. حال اگر هر دو اشتباه بالا را تایید کنیم اشکال دیگری پدید میآید و آن اینکه میان شکست یزدگرد و اسیر شدن خانوادهاش ۲۰ سال فاصله میافتد. و تصریح هم شده که شهربانو جز سجاد (ع) فرزندی نیاورده است.
علامهی مجلسی که متوجه عیب کار شده، راه حلی به نظرش میرسد و میگوید: "بعید نیست که در این روایت کلمهی عمر تصحیف کلمهی عثمان باشد. یعنی قضیه در زمان عثمان اتفاق افتاده اما اشتباهی بجای عثمان، عمر نوشته اند.دنبالهی روایت که از امام صادق (ع) نقل میشود این چنین است:
علی فقال: چه نام داری ای کنیزک ؟
دختر یزدگرد قالت: جهانشاه
فقال:بل شهربانو یه
قالت:تلک اختی
قال: راست گفتی!
راوی نمیدانسته بر فرض که علی (ع) با دختر یزدگرد فارسی هم حرف بزند، با این فارسی ای که علی حرف میزند شهربانو اصلا نمیفهمد، چرا که حضرت به فارسی دری صحبت میکند که چند قرن بعد از اسلام زبان ایرانیان شد و بلا گویش محلی مردم خراسان بود و دختر یزدگرد به زبان پهلوی ساسانی حرف میزده. از همه جالب تر اینکه علی (ع) به فارسی دری با شهربانو حرف میزند و شهربانو عربی جواب میدهد.و جالب تر توجیه مجلسی است از اینکه چرا وی نامش جهان شاه است و علی آن را تغییر میدهد، مجلسی می گوید: "برای اینکه شاه از اسامی خدا است! چنان که در خبر آمده علت نهی از بازی شطرنج این است که میگویند: "شاه مات شد". به خدا قسم که شاه مات نمیشود!
حدیثی از سجاد (ع) نقل شده که می گوید: "من پسر دو برگزیدهی برترم.(جدش رسول خدا و مادرش دختر یزدگرد پادشاه) : و ان غلاما بین کسری و هاشم / لا کرم من ینطت علیه التمائم (پسر بچه ای در میان خسرو و هاشم / گرامی ترین کسی که بر او حزر های چشم زخم بسته اند)تفاخر امام به نوادهی شاه ساسانی با روح شیعه مغایر است که برتری نژادی و قومی با روح اسلام متضاد است. از پیامبر هم این وسط نقل شده که: "از میان بندگان خدا، دو نژاد برتر برگزیده است، از عرب قریش و از عجم فارس (یعنی ایرانی ها، قوم پارس که ساسانیان از آنهایند)شهربانو می گوید: "من قبل از ورود لشکر مسلمین به ایران مسلمان شدم! شبی خواب دیدم که حضرت محمد (ص) و امام حسین (ع) به خانه ی من (کاخ یزدگرد) آمدند و او در خواب مرا با امام عقد کرد. شب دیگر فاطمه (س) آمد و مرا به اسلام خواند و مسلمان شدم."نکته ی جالب در این روایت اینجاست که اول محمد (ص)، حسین (ع) را با شهربانو عقد می کند (ازدواج یک مسلمان و یک غیر مسلمان) و شب بعد فاطمه (س) او را به اسلام دعوت میکند. راوی از بس عجله داشته اول مراسم ازدواج را میسازد و بعد مراسم مذهبی ورود او را به اسلام!!!! و این گونه مرد هاشمی با دختر ساسانی ازدواج می کند (پیش از آنکه مسلمان شود و نه به عنوان یک مرد مسلمان و یک زن مسلمان) قومیت رفته در اسلام آمده پنهان میشود، سلطنت ساسانی با نبوت اسلامی پیوند میخورد و فر ایزدی با نور محمدی درمی آمیزد.غالب اسلام شناسان و ایران شناسان بزرگی که به این گونه روایات ایرانی مآب هم گرایش دارند تا اصالت نهضت اسلام را خدشه دار کنند، آنرا مجعول دانسته اند. مثل هرمان آته، ادوارد براون و کریستینسن.
همچنین این دو روایت از ۱- ابراهیم بن اسحاق احمری نهاوندی که از نظر اعتقاد دینی مشکوک و متهم است و ۲- عمروبن شمر که از نظر علم الرجال شیعه کذاب و جعال وصف گردیده نقل شده است. شعوبیان به این هم اکتفا نکردند و شخصیت مجعول دیگری ساختند با عنوان"کیهان بانو" خواهر شهربانو! و این چنین کیهان بانو می شود مادر مادربزرگ امام صادق (ع). در حالی که در منابع عربی هیچ نشانی از او نیست.(۲) در خصوص شهربانو هم، با همان سرعتی که وارد تاریخ میشود، با همان سرعت هم خارج میشود و دیگر اثری از او در هیچ یک از ماجراهای مربوط به حسین (ع) نمیبینیم. این گونه با یک بازی ماهرانه قومیت ایرانی و سلطنت رو به زوال رفتهی ساسانی احیا میشود و شهربانو با همکاری محمد (ص) و فاطمه (س) (۱۸ سال پس از مرگش!) و علی (ع) و حسین (ع) وارد خاندان اهل بیت (س) میشود و به ازدواج حسین (ع) در می آید که سلسلهی امامت از نسل اوست و همسر حسن (ع) نمیشود که فرزندان او امام نیستند! همسر پیغمبر هم نمیشود که اگر میشد یک همسر عادی مثل بقیه همسران او به حساب میآمد. این گونه شهربانو با تنها فرزندی که به دنیا میآورد (و اتفاقا آن هم پسر است!) و باز هم اتفاقا اسمش سجاد، نسل امامت را ادامه میدهد.
***نهضت شعوبیه نهضتی بود که در دو قرن اول ورود اعراب به ایران شکل گرفت و پایه کاری خود را بر احیای فرهنگ ایرانی و سلطنت شاهنشاهی گذاشت. در اول کار به آنها "اهل تسویه" می گفتند که خواهان برابری عرب و عجم بودند و شعارشان این آیهی قرآن که: "یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و الانثی و جعلناکم شعوبا.." اما به فاصلهی مدت کمی اهل تفضیل شدند و رای به برتری عجم به عرب دادند و احیای ارزش های قومی و مفاخر تاریخی را دنبال کردند. آنها با داشتن روحیه ی پان ایرانیستی، هر گونه دخالت اعراب در ایران را محکوم می کردند و شروع به کار فرهنگی و جعل داستان ها و نسبت دادن گفته های قومی – ملیتی ایرانی به افراد بزرگ کردند. از جمله همین داستان و اظهار نظرهای عجیب از قول امام صادق (ع) دربارهی عید نوروز!۲- مغز متفکر جهان شیعه، ذبیح الله منصوری۳- برداشتی از کتاب ارزشمند تشیع علوی-تشیع صفوی، نوشتهی دکتر علی شریعتی. ص ۹۰-۱۰۴***عنوان وام گرفته ایست از آزاده همخانه ی ما " ایـــــــرج میـــــــــرزا " ***
برگرفته از هموند گرامی و هفته نامه وزین زرتشتیان " امرداد "
درود بر شهربانو نیک زن ایرانی ٬ روانش شاد و فروهرش جاوید باد.
آنچه براي آگاهي هم وطنان ارجمند ايراني در ذيل مي آيد متن ترجمه نامه عمر خليفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجاميد .
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
"بسم الله الرحمن الرحیم"
{ یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.
شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.
از پرستش آتش دست بردار !!!! و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.
الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.
با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند به معنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.
الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن خطاب
از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )
" به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد "
{ تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.
این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.
مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.
زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.
شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟
تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.
خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟
آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟
یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو ؟
شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟
افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.
من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.
من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.
این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.
آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.
من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.}
یزدگرد سوم ساسانی
سرچشمه : ماهنامه باستانی دیروز ما خورداد ماه ۱۳۸۵
حال با این خشونت و بی فرهنگی تازیان همواره باید بر خلیفه دوم درود بفرستیم!!!!!!
جشن امردادگان
همازور امرداد امشاسپند بیم مینوی آبادانی و افزایش دار ودرخت و بهره وری بیشتر از کشاورزی و دامداری و دیگر کارهای سودمند جهان بیم ( همازور دهمان )
امردادروز در امرداد ماه که روز هفتم است جشن امردادگان می باشد و به تاريخ خورشيدی برابر ۳ امرداد ماه است اين جشن متعلق به امشاسپند امرتات که مظهر جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است .قبل از هر چيز بايد درباره واژه اشتباه مرداد توضيح داده شود؛ واژه اوستايی امرداد امرتاته amertata است که به معنای بی مرگی است و اگر الف آن را که پيشوند نفی است از قلم بياندازيم معنی آن عوض شده و فرشته بيمرگی و جاودانگی به ديو نيستی و مرگ تغيير شکل می دهد .زيرا همانطور که امرداد به معنی بی مرگی است مرداد معنی مرگ می دهد .بنابراين شايسته است که اين کلمه را امرداد بخوانيم. بطوريکه در بحث امشاسپندان توضيح داديم اين فرشته نماينده آخرين مرتبه کمالاتست . صفات پاک فرشته امرداد و توجه او نسبت به آبادی زمين و پاکی و نظافت بطور مشروح بيان شد نظر بهمان صفات پاک و پسنديده است که ايرانيان اين روز را جشن می گرفتند و به شادی می پرداختند و خود را برای پيروی از فرشته مذکور آماده می ساختند .ابوريحان در صفحه ۲۵۰ ترجمه فارسی آثارالباقيه می نويسد ((مرداد ماه روز هفتم آن مرداد روز است و آنروز را بواسطه اتفاق افتادن دو اسم با هم جشن می گرفتند معنای مرداد آنست که مرگ و نيستی نداشته باشد مرداد فرشته ايست که بحفظ گيتی و تربيت غذاها و دواها که اصل آن نباتات است و زائل کننده گرسنگی و ضرر و امراض می باشد موکل است))
نياکان ما در اين روز به باغها و مزارع خرم و دلنشين می رفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا اين
جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبيعت برگزار می کردند. جشن امردادگان بر
تمامی ايرانيان فرخنده باد.
|
از سوی پیروان زرتشتی |
|
جشن امردادگان برگزار می شود |
|
از سوی پیروان آیین زرتشتی جشن امردادگان از اول تا سوم مرداد ماه برگزار می شود. |
|
به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه "مهر" ، جشن امردادگان نام ششمین و به عبارتی هفتمین و آخرین امشاسپندان است . در آئین زرتشت، خرداد و امرداد، امشاسپندان کمال و دوام در جهان مینوی و پرستاران آب و گیاه در جهان خاکی، همواره در کنار هم جای دارند. ازچگونگی برگزاری این جشن درگذشته ، آگاهی چندانی نداریم ، ولی به هر روی همانند دیگر جشنهایی از این دسته ، زرتشتیان این روز را نیز جشن می گیرند که بیشتر در شهرهای کوچک و روستاها برگزار می شود و در شهرهای بزرگ نیز در تالارها و سالنها برگزار می شود . همچنین روز هفتم هر ماه ، امرداد نام دارد و مطابق معمول روز هفتم از ماه امرداد، جشن امردادگان برگزار می شد که در دوران باستان و عصر ساسانی و پس از آن مراسم و آدابی در دشت و فضای باز انجام می شد. موبد اردشیر آذرگشسب می نویسد : چون امرداد ، فرشته جاودانی و بی مرگی است و در عالم جسمانی نگهبان نباتات و روییدنی ها است، می توانیم به حدس قریب به یقین بگوییم که پدران ما در این روز به باغها و مزارع خرم و دل نشین دور از محوطه شهر می رفتند و طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبیعت برگزار می کردند.
امرداد و امرداد ماه 3744 زرتشتی
|
امردادگان
کُشتی بندی و سدره پوشی
مردم آریایی باستان که نیاکان ایرانیان امروزین باشند ، پانزده سالگی را برای پذیرش دختر و پسر خود از نظر دین جور می شمردند. آن زمانی بود که هر دو ، دختر از کارهای خانه داری آگاه و پسر از هنر پدر آگاه گردیده بود . هر دو راستی را از کاستی و درستی را از نادرستی نیک باز می شناختند.
آیین پذیرش ساده و آماده بود . بزرگ خانواده بندی به کمر برنا می بست و جوان زبان می داد که همواره خانواده و تیره خود را پرستار و خدمتگذار باشد .بزرگ با نیایشهایی آیین را خجسته می خواند . می گویند که این آیین از زمان جمشید است و آن مرد افسانه ای نماد کوچ مردم آریایی از شمال به جنوب و گذراندن روزگار یخبندان است و باید گفت که این 2 پیشامد را از 15000 تا 8000 سال پیش شمرده اند .
در کیش زرتشتی جشن ورود افراد به دین و پذیرش کیش اهورایی زرتشت ( همان جشن تکلیف مسلمانان) را جشن سدره پوشی نام نهادند.
جشن سدره پوشی نیز چون جشنهای دیگر بهدینان ، آرایشی دارد و پیرایشی.خوان جشن با آتشدان روشن و شمعدان فروزان ، آیینه و گل و میوه ، خشکبار (لرک) و تره بار و جز آن آراسته می باشد .داوخواه آیین گزار با پوششی سپید ، آماده می ایستد . او سدره و کشتی (کمربند زرتشتیان) را در دست . پیشوا و راهنمای آیین هم در برابر او ایستاده است . انجمنیان همه خندان و شاد ، همچون گواه این خجسته روز روبرو نشسته اند .پیش از آغار نیایش ، آیین گزار کشتی را دو تا کرده در دو دست خود می گیرد و نیایش را به اوستا یا پارسی آغاز می کند . همین که در خواندن ((ات وستوتا)) به واژه ((ورشتام)) یا برگردانش که ((تا از راه راستی)) باشد به واژه ((کارهای)) برسد ، کشتی را بر ناف نهاده یک گردش ببندد و به خواندن ((اشم و هو)) و سپس ((یتا اهو)) بپردازد و هنگام خواندن ((یتا اهو)) همین که به واژه ((شینوتننام)) یا ((کارهای)) گره دوم را بزند و کشتی را به پشت ببرد و هنگامی هم که دو بار به واژه ی اشاوهیشتا یا خرسندی برسد ، دو گره پشت را بزند . و آنگاه 2 شستها را در کشتی بسته بر کمر بکند و به خواندن ((مزدیسنو اهمی)) بپردازد . با پایان آن ، آیین کشتی بستن نیز به پایان می رسد .
واژه هایی که بر آنها کشتی را بر کمر باید گذاشت یا گره زد (نوشته های داخل کشتی) به دبیره ی (( سیاه خط کشیده )) نوشته می شوند.
اینک نیایش کشتی بندی به اوستای گاتهایی و برگرداندن آن به پارسی:
(1) ات وستوتا اوجایی مزدا انگها چا یوت اشا تواچا ایسایی چا
داتا انگهنش اردت وهو مننگها هنتیاورشتام هیت وسنا فرشوتمم.
(بند یازدهم – سرود چهارم از گاتها)
تا از راه راستی تاب و توانایی دارم ، من ای خدای دانا، خود را ستاینده تو میدانم و همچنان ستاینده تو خواهم بود و کارهای خود را بر آیین زندگانی و از راه منش نیک انجام خواهم داد.واین کارهای رستین هستند که این جهان را ، ای سرور هستی ، برابر خواهش تو ، تازه به تازه می گردانند.
(2) اشم وهو وهیشتم استی ،اوشتا استی .
اوشتا اهمایی هیت اشایی وهیشتایی اشم.
راستی بهترین نیکی است ، خرسندی است.
خرسندی برای کسی که راستی را برای بهترین راستی بخواهد.
(3) یتا اهو وییریو اتا رتوش اشات چیت هچا
ونگهنوش دزدا مننگهو شینوتننام انگهنوش مزدایی
خشترم چا اهورایی آ بیم ذریگوبیو ددت واستارم
بسانی که سرور هستی را باید تنها از روی راستی برگزید ، همان سان رهبر درستی را باید از روی راستی پسندید . این 2 دهش را منش نیک ارزانی داشته تا کارهای زندگانی به نام و برای خدا دانا انجام گیرد . همچنین شهریاری از آن خداست .که سرپرستی را برای آبادانی و دینداران ستمدیده داده است.
(4) اشم وهو وهیشتم استی ،اوشتا استی .
اوشتا اهمایی هیت اشایی وهیشتایی اشم.
راستی بهترین نیکی است ، خرسندی است.
خرسندی برای کسی که راستی را برای بهترین راستی بخواهد.
(5) مزدیسنو اهمی ، مزدیسنو زرتشتریش ، فروران استوتس چا، فرورتس چا، استوی هومتم منو ، استوی هو ختم وچو ، استوی هو رشتم شینوتنم.استوی دئنام ونگنوهیم مزدیسنم ، فرسپاینوخدرام ،ئیدا سنیتیشم،خودتودتام ،اشنوئیم، یا هاییتینام چا ، بوشیئیثینام چا ، مزیشتاچا ، سرئشتاچا ، یا آهوئیریش زرتشتریش.
اهورایی مزدایی ویسپا وهو چینهمی.
(انشا استی دئنیاء مازددیسنوئیش استوئیتیش)
من مزدا پرستم . بر می گزینم که با ستایشها و باورها مزدا پرست زرتشتی باشم . اندیشه نیک را می ستایم . گفتار نیک را می ستایم ، کردا نیک را می ستایم. دین بهی مزدا پرستی را می ستایم که یوغ بردگی را بر می اندازد و جنگ افزار را فرو می نهد ، که آزادی بخش و راستین است ، از دینهایی که هستند و خواهند بود ، مهترین و بهترین و زیباترین است. که اهورایی است و زرتشتی .اهورا مزدا خدای دانا را سزاوار همه خوبیها می دانم.
این است ستایش دین مزدا پرستی.
ناگفته نماند که این روزها تیکه هایی به اوستا و پازند در آغاز و پایان نیایشها افزوده شده است که در متن بالا نمی بینیم( قابل توجه همکیشان گرامی)
مراسم سدرهپوشی یا جشن بلوغ، در آیین زرتشتی دارای همان اهمیت غسل تعمید در مسیحیت است، زیرا پس از آنکه کودک سدرهپوش شد و کشتی بست، به عنوان یک فرد زرتشتی شناخته میشود و حق دارد مانند سایر زرتشتیان در همه مراسم مذهبی و اجتماعی آنان شرکت کند. به طور کلی میتوان گفت مشخصهای که یک فرد زرتشتی را از افراد غیرزرتشتی جدا میکند، دو چیز است: نشان درونی (باطنی) و نشان بیرونی (ظاهری). نشان درونی عبارت است از سه واژه اوستایی هومته، هوخته و هورشته که به معنی اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک است. این سه واژه، اساس و پایه دین زرتشتی است و فرد زرتشتی موظف است وجود خود را با این سه صفت بیاراید و در طول زندگی بکوشد همواره در اندیشه و گفتار و کردارش، پاک و بیآلایش باشد و از هر گونه پلیدی و ناپاکی دوری کند. نشان بیرونی عبارت است از سدرهپوشی و بستن کشتی. سدره پیراهنی است گشاد با آستین کوتاه و بدون یقه که از پارچه سفید ساخته شده است و آن را زیر لباسهای خود میپوشند. در جلوی سدره از گردن به پایین، چاکی است که تا سینه میرسد و در انتهای آن، کیسه کوچکی قرار گرفته به نام کیسه کرفه1 که به عقیده زرتشتیان مومن، گنجینه اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک است و پوشنده آن باید بکوشد وجود خود را به این سه صفت بیاراید. زرتشتیان بر این باورند که سدره، جامه ستایش و بندگی اهورامزدا و به منزله زره و جوشنی است که پوشنده را از شر تمایلات نفسانی و صفات رذیله حفظ میکند. سفیدی سدره، نشان آن است که فرد زرتشتی باید قلب و روح خویش را مانند آن، سفید و بیآلایش نگاه دارد و گرد صفات بد نگردد. کشتی، بندی است باریک و بلند که از 72 نخ پشم ساخته شده است. این 72 نخ را هنگام بافتن به 6 قسمت که هر یک دارای 12 نخ است تقسیم میکنند و به هم میبافند و گرههایی به اول و انتهای کشتی میزنند. آنان کشتی را بر روی سدره، سه دور به گرد کمر میبندند. در دور دوم، دو گره به جلو و در دور سوم، دو گره از پشت سر به کشتی میزنند. کشتی، بند بندگی اهورامزداست و زرتشتیان، به جز در موارد استثنایی، آن را میباید در هر حال، به کمر داشته باشند و از خود دور نکنند. کشتی، علامت ارتباط معنوی و روحانی است که افراد جماعت زرتشتی را به هم پیوند میدهد و همه را در اطاعت و بندگی اهورامزدا شریک و یگانه میسازد. مراسم سدرهپوشی را زرتشتیان برای فرزندان خود اعم از دختر و پسر در سنین 7 تا 10 سالگی و برخی در 15 سالگی برگزار میکنند. در این هنگام، کودک زرتشتی باید تعلیمات دینی و اوستایی بایسته را فرا گرفته باشد. والدین کودک زرتشتی، برای برگزاری این مراسم، از آشنایان دعوت میکنند و طی مراسمی که موبد زرتشتی انجام میدهد، کودک سدره را میپوشد و کشتی بر کمر میبندد.
امیدوارم یلدا خانوم مفید بوده باشه واستون . من باز هم در خدمت شما هستم اگر موردی دارید.

سدره پوشی
درود بر شما .
جشن امردادگان بر شما فرزانه گرامی خجسته باد و آغاز رسمی کار وبلاگ ما به شکل جدی را برای رسانیدن نوای زرتشتیان به ایرانیان به فال نیک می گیریم.
دوستی میلی را برای من به شکل ناشناسی که حاوی چندین پرسش فلسفی در مورد دین بهی بود زده بودند که به یاری موبد گرامی و یکی از اساتید علوم دینی به این پرسشها پاسخ داده شد .
اگر کسی از عزیزان پرسشی داره در قسمت گفتار نیک مطرح کنید که دوستان دیگر هم نظاره گر آن باشند . تا جایی که بتوانیم پاسخگوی آن خواهیم بود . هر پرسشی را بدون مد نظر گرفتن عقاید ما مطرح سازید . خوشحال میشیم از روشن کردن افکار شما گرامیان....
پرسش : اصول دين زرتشت برچه چيزهايي استوار است؟
پاسخ: بنياد دين زرتشت بر هفت پايه استوار است : يكتايي اهورامزدا ـــ پيامبري اشوزرتشت- پيروي از اَشاـ داشتن انديشه ، گفتار ، كردار نيك ــ آزادي گزينش راه ــ پاداش كار نيك و پاد افره (کیفر) کار زشت – جاودانی روان و رستاخیز.
پرسش : آيا مراحل عرفان در دين زرتشت وجود دارد ؟
پاسخ : آري ، شناخت خداوند ، پرورش و پويايي ويژگي هاي اخلاقي و نزديك شدن به اهورامزدا، مهمترين هدف سفارش شده اَشوزرتشت در زندگي انسان است . پيام آور ايراني باور داردكه اگر انسان رفتار خود را به شش فروزه يي كه از خداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد ، گذري به هفتمين مرحله نيز خواهد داشت و به جايي خواهد رسيد كه به چز خدا نخواهد دید.
نخستين گام در راه نزديك شدن به اهورا ، وَهومن يا منش نيك است ، اين واژه در زبان فارسي به بهمن تبديل شده است . نيك انديشي يكي از فروزه هاي ذاتي خداوند است كه انسان نيز بايستي در نخستين گام آن را در خود پرورش دهد. گام دوم ، گزينش اَشَه وَهيشْتَه يا بهترين اشويي است كه در زبان فارسي به ارديبهشت تبديل شده است . اشويي در ذات خداوند ، هنجار مطلق و توانايي نظم بخشيدن است ، اين فروزه در انسان نيز كوششي براي هماهنگي در رفتار بر پايه اشويي ، يعني پيوستن به راستي است.
خْشَترَه وَئيريَه كه در زبان فارسي به شهريور تبديل شده است توانايي مينوي و پادشاهي بر خود معني مي دهد توانايي گذشت و مهرباني ، توانايي كنترل رفتار ناهنجار اشا، توانايي دفاع از حق و مبارزه با دروغ ، توانايي رسيدن به آزادي و آزاد منشي و ..... كه گام سوم در راه شناخت است.
گام چهارم ، فروزه «مهرورزي» است كه در گات ها به گونه سپنتَه آرَمئي تي بيان شده و در فارسي به سپندارمز يا اسفند تبديل شده است . در بينش اشوزرتشت رابطه بين انسان وخدا بر مبناي دوستي و محبت است نه از روي ترس و بيداد ، پس انسان بايد فروزه «مهرورزي» را در خود افزايش دهد ، خويشتنداري ، گذشت ، فروتني ، مهرباني ، بخشندگي و دهشمندي از پرتوهاي اين فروزه هستند . گام پنجم به صورت هَه اوروَتات ودر فارسي به گونه خورداد بيان شده در اين مرحله رسايي وكمال در انسان پديدار خواهد شد و او را به تدريج به انسان آرماني نزديك خواهد كرد. در بينش اشوزرتشت رسايي و جاودانگي كه ششمين مرحله است بهم پيوسته هستند . يعني اگر انسان به رسايي برسد خود به خود به «بي مرگي» نيز خواهد رسيد. اَمِرَه تات كه در فارسي به صورت امرداد آمده ، جاودانگي معني مي دهد ، بي گمان اين فروزه از ويژگي ذاتي خداوند است ولي انسان نيز بر پايه نظامي كه در آفرينش او پيش بيني شده به گونه اي ديگر و به طور نسبي جاودانه خواهد شد .
هفتمين گام ، در راه عرفان و شناخت اهورا ، سرَئوشَه است اين واژه در فارسي به گونه «سروش» بيان شده ، نور حقيقت و نداي اهورايي است كه چون مشعلي ، نهاد انسان و ديده دل عارف را روشن خواهد كرد ، بنابراين در كنار كار و كوشش ، مراحل عرفان نيز در انسان سپري مي شود ، فروزه هايي چون پاكي و راستي ، توانايي سازنده و مهرورزي پويا خواهد شد تا رسايي و پايندگي در نهاد او فزوني يابد .
پرسش : آیا دین زرتشت در باره تناسخ صحبتی می کند ؟
پاسخ : در هات 49 بند 11 از گاتها اشوزرتشت می فرماید : روان بد اندیش - بد گفتار- بدکردار برخواهد گشت . ولى به چگونگی آن اشاره یی نشده است بیگمان تناسخ و برگشت روح به کالبدهای غیر انسانی مورد نظر پیامبر ایران نبوده است .
پرسش : آیا در آیین زرتشت ، کشتن انسان در شرایطی مانند "مجازات اعدام" یا شرایط دیگر آزاد است؟
پاسخ : در دین زرتشت سفارش شده تا هرفرد با یاری خرد خویش به سوی یگانه هنجار هستی یعنی راستی ، درستی و ارزش های نیک انسانی روی آورد و آرمان پیامبر این است که ظلم ، بیداد ، ستم ، جنایت و هرگونه کرداری که از کژاندیشی سرچشمه گرفته باشد در بین مردم وجود نداشته باشد . بنابراین چنانچه فردی از هنجار اشا پیروی نکرد از فرهنگ زرتشتی جدا گشته است و مجازات او بر اساس قوانین موجود در زمان و مکان خواهد بود .
پرسش : آیا از نظر آیین زرتشت ، فرضیه داروین که اجداد بشر میمون بوده اند پذیرفتنی است؟
پاسخ : آیین زرتشت راهکارهایی برای درست زیستن انسانها است و اخلاق ویژه ای را به هر فرد سفارش می کند تا راه خوشبختی را دریابند و بکار گیرند و در باره آفرینش و اینگونه فرضیه ها به پیروی از دانش زمان اشاره دارد.
پرسش:آیا « چینود پل » می تواند دلیلی بر مادی بودن دنیای دیگر باشد؟
پاسخ : این پل در گات ها به نام چینَوَت پِِرِتو آمده است که چین یعنی چگونه – چینَوَت یعنی چگونه زیستی و پِرِتو یعنی گذرگاه است . چون روان در گذشته حالت مادی ندارد بنابراین این گذرگاه نمی تواند به صورت پلی که از چوب و سنگ و غیره ساخته شده تعبیر شود چینوت گذرگاهی است مینوی که روان نیکوکاران از آن به شادمانی عبور خواهند کرد.
پرسش:آیا درست است که تا قبل از ساسانیان در دین زرتشت دو خدای خیر و شر وجود داشت و درزمان ساسانیان تکامل یافت وخدا واحد شد ؟
پاسخ : خیر ، از زمانی که اشوزرتشت پیام خود را به مردم زمان خود رساند یکتاپرستی را سفارش کرد و خدای اندیشه او اهورامزدا نام گرفت باور به دوخدایی در هیچ زمانی مربوط به دین زرتشت نبوده است .
پرسش : بهشت ودوزخ در دين زرتشت چگونه است ؟
پاسخ: در بينش اشوزرتشت ، اهورامزدا جهان هستي را بر مبناي نظم وهنجاري درست و نيك آفريده كه اَشا نام دارد . در هنجار راستي ، اصل كنش و واكنش پيوسته وجود دارد . به عبارتي قانون عكس العمل بخشي از هنجار اَشا است كه در مورد نيك انديشي و بد انديشي انسان نيز نتيجه ميدهد . رفتار انسان ، هماهنگ با انديشه او مي تواند خوب و سازنده و يا عكس آن ويران كننده و بد باشد . بر پايه قانون اشا ، رفتار انسان در همين جهان به خودش باز ميگردد و بهشت و دوزخ را براي او بوجود مي آورد . پس بهشت يا دوزخ ، بازتاب طبيعي كردار انسان است.
بهشت بـرگرفته از واژه « وَهيشتـم منـو » در اوستـا اسـت ، يعني «بهترين منش» و دوزخ از واژه اوستـايـي « دروجو دِمانِه » آمده يعني جايگاه دروغ و مكان تيره گون كه در برخي سرودها نيز به صورت « اَچيشتم مَنُو » آمده يعني « بدترين منش» بنابراين اهورامزدا بهشت و دوزخ را براي پاداش و يا آزار انسان در دنياي پس از مرگ نيافريده است بلكه واكنشي طبيعي براي رفتار انسان است كه بر وجدان و روان او اثر ميگذارد از اين ديدگاه انسان كه با انديشه و رفتار خود توانايي ساختن دوزخ و بهشت را دارد توانايي كاهش دادن آنان را نيز خواهد داشت يعني دوزخ براي انسان ، هميشگي نيست بلكه ديرپا و زمان داراست .
*با سپاس فراوان از موبدگرامی گشتاسب خوشبختی و استاد علوم دینی دکتر کتایون مزداپور*
بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
فرزانه گرامی در کیش بهی زرتشتی از آمدن پیامبران دیگر خبر داده شده اما در هیچ جای آن تغییر مذهب یا پیروی دوباره از آنان دیده نمیشود . اما به آمدن پیامبرای دیگر در جای جای دیگر کره زمین بشارت داده شده است .
به نظر ما زرتشتیان هر نقطه ای از جهان که پیامبری برای آن فرستاده شده برای اصلاح و آموزشهای فره وشی آن افراد در آن نقطه بوده است .
اگر ما زرتشتیان قرار بود همراه با هر پیامبری که آمده تغییر آیین دهیم تا به گفته شما آخرش به اسلام برسیم چیزی از فرهنگ و دین این کشور باقی نمی موند. شما ببینید چند پیامبر پس از اشو زرتشت که یکی از نیک نامداران فرستاده ای اهوراست برگزیده شده اند و ایران باید چند کیش را سپری میکرده تا به اینجا . به این مطلب از اوستا نظاره گر باشید و تفکر کنید:
نگاهی به پاره ی مزدا پرست زرتشتی ام در ستون سمت راست وبلاگ بیندازید ، و این دیدگاه که (( .... دین بهی مزدا پرستی را می ستایم که .... و از دینهایی که هستند و خواهند بود مهترین و بهترین و زیباترین است که خدایی و زرتشتی است )) یسنای ۱۲ بندهای ۸و۹
در حالیکه آیین بهی زرتشتی انسان را به کمال رسانیده و خدا پرستی مطلق است چه نیازی به تجدید آیین در کیشهای دیگه وجود داره؟ نیک افراد و خداپرستانی که آیین زرتشتی در تاریخ خود داره قابل چشم پوشی نیست. شما یک نگاه به سرپرستی همچون کوروش بیاندازید و حتا او رو با بزرگان این دوره در عدالت و اصل خدا پرستی مقایسه کنید....
ما معتقدیم همه مناسک و آداب دینی و فرهنگ نازل شدن یک دین باید با فرهنگ آن قوم و آن منطقه سازگار باشد . آیین نیک اسلام بعلت فرود آمدن در جزیره عرب سازگاری زیادی با پارسیان نداره . همونطور که می بینید رابطه آنچنان مستحکمی با مسلمونای ایران هم نداره ، خیلی افراد میانه خوبی با کیششون در ایران ندارن . اونهایی هم که دارن بیشترشون یاد گرفتن که اینطوری باشن ، اونها حق انتخاب ندارن . در سن 15 سالگی مسلمون میشن نه اینکه به دین فکر کنند . در صورتی که ما ایرانیها و زرتشتیان آزادی را معنا کردیم در هر زمینه ای.
نکته بعد در مورد اینه که ما کیش خود را کامل کامل می دونیم . از نظر ما تکمیل بودن یک کیش به این مفهوم نیست که به نکات ریز اشاره شده باشد در آن.
این نکات به میزان شعور و قدرت فکری مردمی که این کیش برایشان نازل میشود بستگی داشته که در این مورد از فرهنگ تازی چیزی نگیم بهتره......
به همین دلیله که اسلام مجبور بوده به ساده ترین نکات هم اشاره کنه. پس ما کامل بودن را در راندمان کاری دین در به کمال رسانیدن افراد میدونیم که در این مورد میتونم بگم کیش زرتشتی برترین است.
تموم مناسک این دین دوست داشتنی و مطابق با روحیات و فرهنگ ایرانیان است . ما نمیتونیم با سابقه بسیار طولانی برترین در فرهنگها از تازیان خوش فرهنگ!!!!!!! پیروی کنیم در آداب. مخصوصا با دینی که در ایران جاری است و مسایلی که اصلا به دین ربطی هم نداره به دین ربطش میدن و اشاعه فرهنگ تازی میکنن. چون تنها دانش افراد در راس ایران امروزی داشن تازی دارند و نمیتوانند رهایش کنند .
*** روح کوروش بزرگ خشنود و فروهر او تا ابد پایدار باد . ***
در مورد آفرینگان ( نه آفیگون) البته اگر درست حدس زده باشم ،ب اید بگم که ما به مجمر آتش یا همان آتشدان میگیم آفرینگان ( آفرینگون) . تلفظ صحیح این نگاشته Afringan است.
البته مراسم آفرینگان خوانی به همون جشنها و نیایشهای گاهنبار میگو ییم.
امیدوارم پاسخ چیزی رو که میخواستید گرفته باشید. هر چند که ما برای اسلام و همه کیشهای آسمونی احترام بسیاری قائلیم اما زرتشتیان شناسنامه این مرز و بوم اند و زرتشتی بودن شناسنامه هر ایرانی و پارسی.

واژه فروهر به چم پیش برنده می باشد و یکی از نیروهای پنج گانه وجودی انسان می باشد . فروهر در حقیقت ذره ای از پرتو اهورایی می باشد ( نور الهی ) که در وجود انسان از طرف خدا به ودیعه گذاشته شده است و باعث پیشرفت و تکامل انسان بوده تن و روان را به سوی رسایی و جاودانگی رهبری می کند. باید یادآور شد که پس از مرگ فروهر انسان به همان صورت اولیه خود به اصل خود می پیوندد .زرتشتیان برای فروهر شکل و نگاره ای درست کرده و آنرا آرم خود قرار داده که هر قسمت آن مفهوم ویژه ای دارد .
1- پیرمرد : نگاره فروهر از سر تا سینه همانند پیری جهاندیده دانا و کامل می باشد.
2- دستهای افراشته به طرف بالا:نشان ستایش به درگاه اهورامزدا میباشد.(همواره در حال نیایش )
3- حلقه دردست چپ : نشان پیمان با خداوند یکتا میباشد.(همانگونه که امروزه نشان پیوند خانوادگی هم حلقه در دست چپ می باشد که از آن روزگاران به یادگار مانده است)
4- بالهای گشاده و سه طبقه : نشان اندیشه نیک و گفتار و کردار نیک می باشد که انسان به کمک آن به درجه کمال و بالا میرسد و با آن بالها به سمت بالا به حرکت درمیاید. ( متعالی میگردد )
5- دایره میان نگاره : نشان بی پایانی روزگار و بازگشت اعمال و کردار انسان به خود می باشد. ( منظور از روزگار این جهان و جهان ابدی است )
6- دو رشته آویخته : نشان از سپنتا مینو ( خوی نیک ) و انگره مینو ( خوی بد ) دارد . که سپنتا مینو در برابر انسانها و انگره مینو در پشت انسانها قرار میگرد و ما باید به انگره مینو پشت کنیم.
7- دامن سه طبقه : نشانه بد اندیشی ( دژمت ) ، بد گفتاری ( دژوخت ) و بد کرداری ( دژورشت ) است که باید هر سه به زیر افکنده شوند . و باید انسان با زیر افکندن این سه با بالهایی از اندیشه و گفتار و کردار نیک به پرواز درآمده و متعالی گردد.
{ دوستان گرامی هر نیازی به آگاهی در مورد کیش زرتشتی داشتید یا هر ابهامی وجود داشت در قسمت گفتار نیک بنویسید یا برام میل بزنید تا درباره اش با کمک موبدان خود آگاهی در اختیارتان قرار دهم. }


